مىداد ، « 1 » راه گم كرده را راهنمايى مىكرد و باربر را در حمل بار ، يارى مىرساند و اين آيهء قرآن را مىخواند : « آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين ، خواستار برترى و فساد نيستند ، و فرجام [ خوش ] ، از آنِ پرهيزگاران است » و مىفرمود : « اين آيه دربارهء حاكمان و مردمان صاحب قدرت ، نازل شده است » . « 2 »
ى - جمع بين اضداد
736 . نهج البلاغة - در بارهء امام على عليه السلام - : از شگفتىهاى وى كه منحصر به اوست و كسى در آن مشاركت ندارد ، سخنان وى دربارهء زهد و پند و تذكّر و موعظه است . اگر شخصِ دقيق در آنها دقّت كند و متفكّرى در آنها بينديشد و فارغ از اين باشد كه اين كلام ، سخن فردى چون اوست كه از عظمتِ قدر و نفوذ فرمان و فرمانروايى برخوردار است ، ترديد نخواهد كرد كه كلام ، از آنِ فردى است كه جز از زهد ، بهرهاى ندارد و به غير از عبادت ، به كارى نمىپردازد ، به گوشهء خانهاى خزيده و يا به دلِ كوهها پناه بُرده و جز نالهء خويش را نمى شنود و غير از خودش را نمىبيند و بعيد است باور كند اين كلام ، سخن كسى است كه با شمشير آهيخته در ميدان جنگ گام مىنهد ، سرها را از تن جدا مىكند و با دليران درگير مىشود ، و در حالى كه از شمشيرش خونْ روان است و خون كشتهشدگان از آن مىچكد ، از ميدان بر مىگردد و با اين حال ، زاهدِ زاهدان و عارفِ عارفان است .
و اين از فضيلتهاى شگفت و ويژگىهاى ظريف اوست كه ويژگىهاى متضاد را در خويشتن جمع مىكند و خصايص پراكنده را گِرد مىآورد . « 3 »
هامش
( 1 ) . در متن حديث ، « شسع » آمده كه مراد ، بندى است كه قسمت رويهء نعلهاى عربى را تشكيل مىداد وظاهراً امر متعارفى بوده كه بندها پاره و كفشها غير قابل استفاده مىشدهاند . ( م )
( 2 ) . فضائل الصحابة ، ابن حنبل : ج 2 ص 621 ح 1064 .
( 3 ) . نهج البلاغة : مقدمه ص 35 .