723 . الإرشاد - به نقل از جُندَب بن عبد اللَّه - : در مدينه ، پس از بيعت مردم با عثمان ، بر على عليه السلام وارد شدم . او را غمگين و سر به زير ديدم . گفتم : چه كردند قوم تو ؟
فرمود : « صبرى نيكو [ بايد ] » .
گفتم : سبحان اللَّه ! به خدا سوگند ، تو بسيار شكيبايى . « 1 »
ج - قدرت اراده و پايدارى
724 . امام على عليه السلام - در سخنى كه پس از جريان نهروان ، در آن ، فضايل خود را مىگفت - :
هنگامى براى اسلام قيام كردم كه مسلمانانْ ناتوان بودند ، و زمانى سربرآوردم كه همه سر در گريبان فرو برده بودند ، و زمانى سخن گفتم كه همه به لُكنت افتاده بودند ، و هنگامى به نور خدا پيش رفتم كه همه ايستاده بودند .
من آوايم از همه پايينتر بود و در عمل ، جلوترينِ آنان بودم . زمام فضايل را به دست گرفتم ، بر آنان پيشى گرفتم و از همه بُردم و چون كوهى كه بادهاى شكننده آن را حركت نمىدهد و تندبادها آن را از بين نمىبرد ، هيچكس نتوانسته از من عيبى بگيرد و در من نقصى پيدا كند . « 2 »
د - كمال خلوص
725 . الفخرى : گفته شده كه على عليه السلام در جنگى مردى را بر زمين افكند و آنگاه بر سينهاش نشست تا سرش را قطع كند . آن مرد ، آب دهان بر صورت وى افكند . على عليه السلام برخاست و رهايش كرد . وقتى از او دربارهء چرايى برخاستن و ترك كشتن مرد ، پس
هامش
( 1 ) . الإرشاد : ج 1 ص 241 .
( 2 ) . الإمام عليّ عليه السلام - في كَلامٍ لَهُ بَعدَ وَقعَةِ النَّهرَوانِ يَذكُرُ فيهِ فَضائِلَهُ - : فَقُمتُ بِالأَمرِ حينَ فَشِلوا ، وتَطَلَّعتُ حينَ تَقَبَّعوا ، ونَطَقتُ حينَ تَعتَعوا ، ومَضَيتُ بِنورِ اللَّهِ حينَ وَقَفوا ، وكُنتُ أخفَضَهُم صَوتاً ، وأعلاهُم فَوتاً ، فَطِرتُ بِعِنانِها ، وَاستَبدَدتُ بِرِهانِها ، كَالجَبَلِ ؛ لا تُحَرِّكُهُ القَواصِفُ ، ولا تُزيلُهُ العَواصِفُ ، لَم يَكُن لِأَحَدٍ فِيَّ مَهمَزٌ ، ولا لِقائِلٍ فِيَّ مَغمَزٌ ( نهج البلاغة : خطبهء 37 ) .