زرد و سفيد ( طلا و نقره يا درهم و دينار ) ، جز هفت صد درهم - كه از حقوقش [ از بيت المالْ ] زياد آمده بود و مىخواست با آن ، خدمتكارى بخرد - ، باقى نگذاشت . « 1 »
649 . تاريخ دمشق - به نقل از يكى از آزادشدگانِ حذيفه - : حسين بن على عليهما السلام در ايّام حجّ ، بازوى مرا گرفته بود و مىرفتيم . مردى پشت سرِ ما بود و مىگفت : « پروردگارا ! او و مادرش را بيامرز » . و اين كار را ادامه داد [ و مرتّب مىگفت ] .
حسين عليه السلام بازوى مرا رها كرد و رو به آن مرد كرد و فرمود : « امروز ما را بسيار اذيّت كردى . براى من و مادرم طلب بخشش مىكنى و پدرم را رها مىكنى ، در حالى كه پدرم از من و مادرم بهتر بود ؟ ! » . « 2 »
650 . امام زين العابدين عليه السلام - از سخنان او در مجلس يزيد - : من فرزند علىّ مرتضايم . من فرزند كسى هستم كه بينىها را به خاك ماليد تا آن كه بگويند : خدايى جز " اللَّه " نيست .
من فرزند كسى هستم كه در پيش چشم پيامبر خدا ، با دو شمشير جنگيد و با دو نيزه ضربه زد ، دو بار هجرت كرد ، دو بار بيعت كرد ، بر دو قبله نماز گزارْد ، در بَدر و حُنين جنگيد و به اندازهء يك پلك بر هم زدن ، بر خدا كفر نورزيد . من فرزند شايستهترينِ مؤمنان ، وارث پيامبران ، ريشهكن كنندهء ملحدان ، سرورِ مؤمنان ، نور مجاهدان ، زينت عبادتكنندگان ، تاجِ گريهكنندگان ، بردبارترينِ بردباران ، برترينِ قيام كنندگان از آل ياسين و پيامبرِ پروردگار جهانيانم .
من فرزند آن تأييد شده با جبرئيل عليه السلام و يارى شده توسط ميكائيل عليه السلام هستم . منم فرزند پاسدار حريم مسلمانان ، كُشندهء پيمانشكنان و ستمكاران و منحرفان ، جهادكننده با دشمنانش در جنگ ، پر افتخارترينِ همهء قريشيان و اوّلين كس از
هامش
( 1 ) . الإمام الحسن عليه السلام - في خُطبَةٍ لَهُ بَعدَ استِشهادِ أبيهِ عليه السلام - : يا أيُّهَا النّاسُ ! لَقَد فارَقَكُم أمسِ رَجُلٌ ما سَبَقَهُ الأَوَّلونَ ، ولايُدرِكُهُ الآخِرونَ ، ولَقَد كانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَبعَثُهُ المَبعَثَ فُيُعطيهِ الرّايَةَ ، فَما يَرجِعُ حَتّى يَفتَحَ اللَّهُ عَلَيهِ ، جِبريلُ عَن يَمينِهِ ، وميكائيلُ عَن شِمالِهِ ، ما تَرَكَ بَيضاءَ ولا صَفراءَ إلّاسَبعَمِئَةِ دِرهَمٍ فَضَلَت مِن عَطائِهِ ، أرادَ أن يَشتَرِيَ بِها خادِماً ( المصنّف ، ابن أبى شيبة : ج 7 ص 502 ح 42 ) .
( 2 ) . تاريخ دمشق : ج 14 ص 183 .