تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

1 . بر بستن اتّهامِ قتل عثمان به امام عليه السلام

بخش گسترده‌اى از نامه‌هاى معاويه به امام عليه السلام ، گرد همين موضوع مىچرخد . انگيزه‌هاى رويكرد معاويه به سهيم شمردنِ امام عليه السلام در قتل عثمان ، از طرفى آن بود كه شايستگى امام عليه السلام براى عهده‌دار شدن خلافت را به طعن گيرد و از ديگر طرف ، اين كه به بهانهء خونخواهى عثمان ، زمينهء مناسب را براى درگيرى مستقيم نظامى با امام عليه السلام فراهم آورَد و از همين رهگذر ، فضاى دلخواه را براى دستيابىِ خودِ معاويه به قدرت ، مهيّا سازد . بسيارند آن دسته از سندهاى تاريخى كه درستىِ اين ادّعا را گواهى مىدهند . معاويه ، اين سياست شيطانى را آشكارا ، حتّى پيش از كشته شدن عثمان ، پيش گرفت ، آن‌گاه كه در يارىِ وى درنگ ورزيد . اين پديده آن‌گاه كاملًا آشكار شد كه عثمان اصرار ورزيد معاويه نيرويى براى حمايت از وى روياروى آشوبگران گسيل دارد ؛ امّا معاويه از پشتيبانى او سر باز زد . در اين حال بود كه عثمان ، آشكارا به وى گفت : تو مىخواهى من كشته شوم و سپس خود را خونخواه من بشمارى . « 1 »

2 . وا داشتن امام عليه السلام به بدگويى از خلفا

معاويه نيك مىدانست كه على عليه السلام خود را نخستين پيشوا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله مىداند و بر آن است كه در ماجراى خلافت ، بر وى ستم رفته و از همين رو به مقاومت روى آورده است و مادام كه همسرش فاطمهء زهرا عليها السلام ، پارهء تنِ پيامبر صلى الله عليه و آله زنده بود ، از بيعت با ابو بكر ، سر باز زد . ليكن امام عليه السلام صلاح نمىديد كه اين رأى را آشكار كند ؛ زيرا به پراكندگى امّت اسلام مىانجاميد و به نظام سياسى مسلمانان آسيب مىزد . در اين رويكرد ، يكى از هدف‌هاى معاويه در نبرد تبليغاتىاش آن بود كه امام عليه السلام را به بدگويى از دو خليفهء نخست وا دارد تا آن را دستاويزى سازد براى اين كه وى را در پيشگاه افكار عمومى به حصار افكَنَد و در تنگنايش اندازد و ميان ياران و پيروانش
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 175 .