تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
رفاه‌جويى و هوا و هوس‌ها با فتنه‌اى كورْ به هم آميختند و از دل آنها ، « پيكار جمل » بيرون آمد . اين گروه ، پس از بررسىهاى فراوان ، بصره را برگزيدند ؛ زيرا از يك سو به معاويه اطمينان نداشتند تا به‌سوى شام روند و از سوى ديگر ، به دنبال مكانى بودند كه هم‌زمان ، پايگاه نظامى نيز باشد و هيچ شهرى جز كوفه و بصره ، اين‌ويژگى را نداشت . آنان به جهت تمايل كوفيان به امام على عليه السلام و تمايل بصريان به عثمان ، بصره را برگزيدند ؛ افزون بر آن كه ابن عامر ، در بصره نفوذ داشت ؛ زيرا وى زمانى حاكم آن ديار بود و اين ، همان چيزى بود كه آنان را براى گِردآوردن مردم و دستيابى به آگاهىهاى لازمى كه در جنگ مفيد مىافتاد ، كمك مىكرد .

و - نامه‌هاى عايشه به سران شهرها

337 . تاريخ الطبرى : عايشه براى افراد سرشناس بصره نامه نگاشت و نيز براى احنف بن قيس ، صبرة بن شيمان وسرشناسانى همانند آنان ، نامه نوشت . آن گاه از مكّه بيرون رفت تا به چاهى در منطقهء باهله ( در چهار ميلى بصره ) رسيد و منتظر جواب ماند . « 1 »

ز - آمادگى عايشه براى قيام

338 . الجمل : چون عايشه اجتماع كسانى را كه در مخالفت با اميرمؤمنان و جدا شدن از او در مكّه گرد آمده بودند ، ديد و پيرويشان را از خويش در جنگ با ايشان مشاهده كرد ، براى پيكارْ مهيّا گشت و هر روز ، جارچى او براى آمادگى حركت ، جار مىزد و چنين مىگفت : آن كه قصد حركت دارد ، حركت كند كه امّ المؤمنين به سوى بصره در حركت است و براى عثمان بن عفّان مظلوم ، خونخواهى مىكند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 4 ص 461 . ( 2 ) . الجمل : ص 233 .