لَو لَم أكُ فيكُم ما قوتِلَ أصحابُ الجَمَلِ وأصحابُ النَّهرَوانِ . « 1 »
اگر من در ميان شما نبودم ، جمليان و نهروانيان كشته نمىشدند .
و فرمود :
إنّى فَقَأتُ عَينَ الفِتنَةِ ، ولَم يَكُن لِيَجتَرِئَ عَلَيها أحَدٌ غَيري بَعدَ أن ماجَ غَيهَبُها وَاشتَدَّ كَلَبُها . « 2 »
به راستى كه من چشم فتنه را درآوردم و كسى جز من بر اين كار جرئت نمىكرد ، [ بويژه ] پس از آنكه تاريكىاش فراگير شد و هارىاش شدّت يافت .
چه كسى توان آن را داشت كه در پسِ عنوانهاى فريبندهء « صحابى » و « سابقون » و چهرههاى عابد نما و پيشانىهاى پينه بسته از سجده ، انبوه بر هم هشتهء انديشههاى فاسد و جهل متراكم و شرك پيچيده را بنگرد و فرمان قلع و قمع دهد ؟ راستى را ، كار على عليه السلام بس دشوار بود و پيامبر خدا كه در آينهء زمان اين همه را مىديد ، بارها به اين حقيقت اشاره كرده بود كه :
. . . تُقاتِلُ عَلَى التَّأويلِ كَما قاتَلتُ عَلَى التَّنزيلِ . « 3 »
تو بر اساس تأويل مىجنگى ، چنان كه من بر اساس تنزيل جنگيدم .
و فرموده بود :
إنَّ عِليَّ بنَ أبي طالِبٍ أخي و وَصِيِّي ، يُقاتِلُ بَعدي عَلى تَأويلِ القُرآنِ كَما قاتَلتُ عَلى تَنزيلِهِ . « 4 »
به راستى كه على بن ابى طالب ، برادر و جانشين من است . پس از من براى تأويل قرآن مىجنگد ، چنان كه من براى تنزيل آن جنگيدم .
هامش
( 1 ) . خصائص أمير المؤمنين ، نَسايى : ص 149 ح 184 .
( 2 ) . نهج البلاغة : خطبهء 93 .
( 3 ) . كفاية الأثر : ص 75 - 76 .
( 4 ) . الإرشاد : ج 1 ص 180 .