پيامبرگون ، خداجوى ، حقپرست و عدالتگستر باشند و على عليه السلام بر اساس احاديث متعدّد نبوى ( احاديثى شگفتانگيز و شكوهمند و ارجمند ) ، در قلّهء اين عنوان است .
در اين احاديث نبوى ، از على عليه السلام گاه به « امير مؤمنان » و گاه به « امير نيكان » و نيز با عنوان « امير هر مؤمن ، پس از وفاتم » ياد شده است . اين است كه امام حسن عليه السلام در متن قرارداد صلح خود ، شرط مىكند كه نبايد معاويه با عنوان « امير مؤمنان » ياد شود . « 1 »
( 7 ) : احاديث امامت
امام ، كه به لحاظ واژهشناسى ، همان « پيشرو ، پيشتاز ، سرپرست و پيشواى قوم و قبيله » است ، « 2 » بىگمان ، در فرهنگ قرآنى و دينى ، پيشواىِ امّت در ابعاد گونهگون و عهدهدار ادارهء امور جامعه است .
و اين حقيقت را مىتوان از دونامه كه ميان مولا على عليه السلام و معاويه مبادله شده است ، دريافت . « 3 »
در سخنان پيامبر بر امامت مولا سخن رفته است :
يا عَلِىُّ ، أنتَ وَصِيّى وخَليفَتى وإمامُ امَّتى بَعدى . « 4 »
اى على ! پس از من ، تو وصى و جانشين من و امام امّت هستى .
( 8 ) : احاديث ولايت
از جمله عناوين شكوهمندى كه در روايات و بويژه در احاديث تفسيرى دربارهء
هامش
( 1 ) . علل الشرائع : ص 212 ح 2 .
( 2 ) . العين : مادّهء « أمم » .
( 3 ) . الغارات : ج 1 ص 203 .
( 4 ) . الأمالى ، صدوق : ص 434 ح 573 .