و بدين سان ، پيامبر صلى الله عليه و آله در آغازين روز دعوت علنى ، ولايت و امامت على عليه السلام و نيز دستْيارى او را در رسالت خويش ، رقم مىزند .
( 2 ) : احاديث وصايت
وصيّت ، براى تداوم راه و حراست مكتب ، سيرهء همارهء رسولان الهى بوده است .
پيامبر خدا نيز در موارد متعدّد و مناسبتهاى مختلف ، وصايت را براى على عليه السلام رقم زده است . از جمله ، چنين فرموده است :
إنَّ لِكُلِّ نَبِىٍّ وَصِيّاً ووارِثاً ، وإنَّ عَلِيّاً وَصِيّى ووارِثى . « 1 »
بىگمان ، هر پيامبرى وصى و وارثى دارد و على ، وصى و وارث من است .
بسيارىِ اين گونه گفتههاى پيامبر خدا دربارهء على عليه السلام بدان سان بوده است كه واژهء « وصى » را براى على عليه السلام وصفى شناختهشده و بدون ابهام قرار داده است .
( 3 ) : احاديث وراثت
ذهن بشر ، هماره با عنوانهاى : ارث ، ميراث و وراثت ، آشنا و آميخته بوده و گسترهء اين حقيقت ، امور مادّى و معنوى را درنورديده است . آنچه انسانها برجاى مىنهند ، يا امور مادى است ، يا معنوى .
در فصل « احاديث وراثت » ، متون روايى و تاريخى اين حقيقت بر اساس منابع فريقين مىآيد . اين متون ، شامل جملاتى است كه در آنها پيامبر خدا ، به صراحت ، على عليه السلام را وارث خود ، وارث علم و گنجينهء دانش خود و نهايتاً وارث پيشوايى امّت خويش معرّفى مىنمايد .
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 392 ح 9005 .