تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نخستينِ غيرقابل تقسيم از جهت حركت و منتها نيز به معناى آخرين جزء اين‌چنينى ، به‌دليل آن‌كه جزء به اين معنا ، وقوعش آنى و غيرتدريجى مىباشد و لذا تعريف حركت بر آن صادق نخواهد بود ، چون حركت ذاتاً تدريجى است . و اين با آن‌چه قبلًا گفتيم « 1 » - كه حركت از يك طرف به قوه‌اى كه هيچ فعليتى ندارد و از طرف ديگر به فعليتى كه هيچ قوه‌اى ندارد ، منتهى مىگردد - منافاتى ندارد ، زيرا آن بيان در واقع تحديد حركت با يك امر خارج از ذات آن مىباشد . شرح و تفسير حركت در حقيقت مبدأ و منتها ندارد ، زيرا مبدأ حركت عبارت است از : « جزء نخستين حركت كه از جهت حركت انقسام‌ناپذير است » و منتهاى حركت عبارت است از : « جزء آخرين حركت كه از جهت حركت انقسام‌ناپذير است » . پيش از بيان دليل اين مدعا ، لازم است توضيحى دربارهء تعريفى كه براى مبدأ و منتهاى حركت بيان شد ، ارائه شود و نكتهء اعتبار اين قيدها در تعريف آنها روشن گردد .

مبدأ و منتهاى حركت بايد از جهت حركت انقسام‌ناپذير باشند

گفتيم مبدأ حركت « از جهت حركت انقسام‌ناپذير است » . اين قيد دو مطلب را در بردارد . 1 - مبدأ حركت مىتواند از جهات ديگر ، غير از جهت حركت ، قابل انقسام باشد و اين منافاتى با مبدأ حركت بودن آن ندارد . 2 - مبدأ حركت نبايد از جهت حركت انقسام‌پذير باشد . دربارهء مطلب نخست بايد گفت : گاهى مبدأ يك امر ممتد خود فى حد نفسه قابل
هامش
( 1 ) . در فصل پيشين