آنكه در اثر آفات بيرونى و شرايط نامساعد ، آن استعداد بى آنكه به فعليت برسد از بين برود ، « 1 » مثلا امكان استعدادى گياه گندم كه در دانهء گندم وجود دارد در دو صورت از بين مىرود :
صورت اول : اينكه آن دانهء گندم در شرايط مساعد رشد كند و تبديل به گياه گندم شود . وقتى گياه گندم فعليت يافت ، امكان استعدادى آن از موضوعش زائل مىشود ، زيرا قوهء يك شىء - كه همان امكان استعدادى آن است - با فعليت همان شىء قابل اجتماع نيست ، چراكه حيثيت قوه ، حيثيت فقدان است و حيثيت فعليت ، حيثيت وجدان است و اين دو باهم قابل اجتماع نيستند .
صورت دوم : اينكه دانهء گندم تحت تأثير عوامل بيرونى فاسد شده و قابليت گياه گندم شدن را از دست بدهد ، مثل آنكه خرد شده و آرد گردد . در اين صورت نيز امكان استعدادى گياه گندم شدن از آن سلب مىگردد .
اما امكان ذاتى هرگز از موضوع خود سلب نمىشود . ماهيت در هر مرتبهاى باشد و تحت هر شرايطى واقع شود ، ذاتا نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى عدم ، و لذا هميشه به امكان ذاتى متصف مىباشد . در فصل آينده دراينباره بيشتر گفتوگو خواهد شد .
3 . امكان استعدادى تعيّندهنده است
يكى ديگر از تفاوتهاى امكان ذاتى با امكان استعدادى آن است كه امكان استعدادى يك شىء به آن شىء تعين مىدهد . مثلا امكان استعدادى انسان ، كه در نطفه وجود دارد ، نسبت و رابطهاى ميان نطفه و انسانيت برقرار مىسازد ، و آن را در مسير انسان شدن قرار مىدهد . چنين نيست كه نسبت نطفه به انسان شدن و انسان نشدن يكسان باشد ، بلكه در آن اقتضاى انسان شدن وجود دارد و اين اقتضا به بركت همان امكان استعدادى است كه در نطفه استقرار دارد .
اما امكان ذاتى چنين خاصيتى ندارد ، و به هيچيك از طرفين خود - يعنى وجود و
هامش
( 1 ) . در متن به صورت دوم اشاره نشده است .