رابط ، همانگونه كه در خارج وابسته به غير و فانى در آن است و از خود هيچ ندارد و منهاى طرف وابستگىاش هيچوپوچ است ، در ذهن نيز هميشه به همين صورت منعكس مىگردد ، يعنى هميشه معنايى حرفى و نسبى و وابسته به غير و « فى غيره » دارد و هرگز نمىتوان از آن معنايى مستقل و جدا از غير تعقل كرد . اين در صورتى است كه بگوييم اختلاف ميان آنها نوعى است .
اما اگر بگوييم اختلاف ميان وجود رابط و مستقل ، اختلاف نوعى نيست ، معنايش آن است كه وجودى را كه در خارج عين ربط و تعلق است ، مىتوان « فى نفسه » و مستقل از غير لحاظ كرد ، كه در اين صورت يك معناى اسمى از آن در ذهن ترسيم خواهد شد ، معنايى كه جدا از هر مفهوم ديگر قابل تصور است .
پاسخ حضرت علامه به پرسش ياد شده آن است كه اختلاف ميان وجود رابط و مستقل ، اختلاف نوعى نيست ، و مىتوان وجود رابط را مستقل از غير لحاظ و مفهومى نفسى و مستقل از آن انتزاع كرد .
استدلال علامه بر نوعى نبودن اختلاف ميان وجود رابط و مستقل
استدلالى كه براى اثبات اين مدعا بيان شده است از سه مقدمه تشكيل مىشود :
مقدمهء نخست : وجود معلول نسبت به علتش ، وجودى رابط است .
تفصيل اين مطلب به خواست خداى سبحان در فصل سوم از بخش هفتم خواهد آمد ، در اينجا همين اندازه اشاره مىكنيم كه بنابر اصول به اثبات رسيده در حكمت متعاليه و تبيين دقيقى كه در اين مكتب فلسفى از رابطهء عليّت و معلوليت صورت گرفته ، وجود معلول عين فقر و اضافه و فناى در علت است . يعنى هويت معلول عين ايجاد و عين احتياج و وابستگى به علت مىباشد ، و لذا هر معلولى نسبت به علت خودش ، رابط است .
مقدمهء دوم : همهء وجودهاى خارجى ، معلول ذات پاك خداوندند . اين مقدمه در بخش دوازدهم ، يعنى الهيات بالمعنى الاخص ، به اثبات خواهد رسيد .