حاصل آنكه ادلهء سهگانهاى كه هماكنون مطرح مىشود ، تنها عهدهدار اثبات اصل وجود ذهنى است و ناظر به اين نيست كه آيا موجود ذهنى از جهت ذات و ماهيت با موجود خارجى مطابق هست يا نه ؟ اكنون مىپردازيم به بررسى اين ادله .
اثبات وجود ذهنى براساس قاعدهء فرعيت
نخستين دليلى كه در متن ذكر شده ، مبتنى بر قاعدهء فرعيت « 1 » است . قاعدهء فرعيت مىگويد : اثبات حكم و صفتى براى يك موضوع منوط بر وجود آن موضوع است .
يعنى اگر مىگوييم : « حسن خوشحال است . » اين صفت در صورتى براى حسن ثابت خواهد بود كه او موجود باشد . بنابراين ، ثبوت حكم و صفت براى چيزى كه معدوم مطلق است و در هيچ طرف و موطنى تحقق ندارد غير ممكن و محال مىباشد .
علماى منطق براساس همين قاعده گفتهاند : قضاياى موجبه كه در آن به ثبوت چيزى براى چيز ديگر حكم مىشود ، در صورتى صادق خواهند بود كه موضوعشان موجود باشد ، بر خلاف قضاياى سالبه كه در صورت انتفاى موضوع نيز صادق مىباشند ، مانند قضيهء « پدر عيسى ( ع ) غذا نمىخورد و راه نمىرفت . »
حال مىگوييم : در ميان قضاياى موجبه به قضايايى برمىخوريم كه موضوع آنها در خارج تحقق ندارد ، مانند قضيهء « كوهى از طلا سنگينتر از كوهى از آهن به همان حجم است » و يا « دريايى از جيوه بالطبع سرد است » ، بلكه در پارهاى از موارد ، موضوع قضيه محال است كه در خارج موجود باشد ، مانند « اجتماع نقيضين مغاير با اجتماع ضدين است » .
بىشك اين قضايا ، قضاياى صادقى هستند . بنابراين ، به مقتضاى قاعدهء فرعيت بايد موضوع آنها در يك موطنى موجود و محقق باشد ، و چون در خارج موجود
هامش
- تطابق ما هوى ميان ادراكات ذهنى و اشياى خارجى را مسلّم گرفتند و بعد به دنبال نفى قول به اضافه رفتهاند ، و اين براهين را تنها براى نفى قول به اضافه اقامه كردهاند . استاد مطهرى خود نيز عقيده داشتند كه اثبات تطابق ما هوى ميان ادراكات ذهنى و اشياى خارجى با اين ادله ، محل اشكال است .
( 1 ) . در گذشته دربارهء قاعدهء فرعيت سخن گفته شد . ر . ك : همين نوشتار ، بخش اول ، فصل ششم .