اعرجى نقل كرده كه گفت : شخصى از ابن عمر در مورد متعهء ( نساء ) پرسيد و من نيز آنجا بودم .
او پاسخ داد : به خدا قسم ما در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله زنا نمىكرديم . « 1 »
ظهور اين سخن زمانى است كه بگوييم ابن عمر اعتقاد به حلّيت و جواز متعه داشته است ، ولى ما به خاطر وجود معارض نمىتوانيم بر آن اصرار ورزيم .
ليست ديگر
ابن شبّه فهرستى از اسامى كسانى را آورده است كه پيش از نهى عمر متعه كردهاند . او اسامى جمعى از كسانى را ، كه قبل از نهى عمر متعه كردهاند ، چنين آورده است :
1 - سعد بن ابى سعد بن ابى طلحه ، عميره كنيز كنده از طايفهء بنى عبد الدار را متعه كرد و عبد الله بن سعد از او متولد شد . « 2 »
2 - سپس فضاله بن جعفر بن امية بن عابد مخزومى او را متعه كرد و امية بن فضاله از او متولّد شد . « 3 »
3 - عبد الله بن ابى عوف بن جبيره ، دختر لبيبه ، كنيز هشام بن وليد بن مغيره را ( كه شراب مىفروخت و او به خانهاش رفت و آمد داشت ) متعه كرد و فرزندش يوسف از او متولد شد ( كه فرزندى نداشت و ) به اصطلاح عقيم بود .
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 25 ، ح 5661 و در چاپ ديگر ، ج 2 ، ص 195 ؛ تاريخ خليفه ، ص 170 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 156
( 2 ) . تاريخ المدينه ، ج 2 ، ص 717 ، ( بحث آنان كه بيش از نهى عمر متعه كردهاند . )
( 3 ) . همان .