از اين رو ، تصميم گرفتم اسامى گروهى از اصحاب و تابعين را گرد آورم كه خود متعه و ازدواج موقت كردهاند و يا اينكه عقيدهشان بر جواز متعه بوده است و نيز محدّثانى كه در عصر خلفا و بعد از آن ، در اين زمينه روايت كردهاند و يا نظر فقهىشان بر جواز و حلّيت متعه است .
پس از تحقيق و بررسى كوتاه ، به نامهاى دهها تن از اصحاب و تابعين و . . . برخوردم و گفتههاى آنان را ، كه بر جواز متعه دلالت داشت ، گردآورى كرده و به جايگاه علمى و موقعيت اجتماعى آنها و مسائل ديگرى كه به اين موضوع ارتباط داشت ، پرداختم .
كتاب حاضر ، داراى سه فصل است :
فصل نخست : در مورد آن دسته از اصحابى است كه متعه را حلال شمرده و احياناً به آن عمل نيز كردهاند .
فصل دوم : در بارهء تابعان و فقيهانى است كه معتقد به جواز متعه هستند و شگفت آنكه بعضى از آنها فقط ازدواج موقت كرده ( و از ازدواج دائم خوددارى نمودهاند ) .
فصل سوم : در بررسى مناقشات و پرسشهايى است كه بر نسخ متعه دلالت دارند و نيز دربارهء رواياتى است كه از متعه نهى مىكنند و نيز بحثهاى ديگرى كه محل شبهه و سؤال خوانندهء عزيز است .
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
نجم الدّين طبسى
شهر مقدس قم ، 30 ربيع الثانى 1421