تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الزواج الموقت عند الصحابة والتابعين ( ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعين ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
( مشاهدهء فرزندى از راه متعه براى خواهرش و يا اقدام عمرو بن حريث و يا . . . ) دچار احساسات شد و با اين تصوّر كه اين مسأله در حوزهء اختيارات خليفه است ، آن را با سخن معروف خود : « مُتْعَتَانِ مُحَلَّلَتانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم وَ أَنَا احَرِّمُهُما وَ أُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا » ممنوع نمود . روشن است كه پرداختن به مسألهء حلّيت و جواز متعه به جهت خواسته‌هاى نفسانى و خواهش دل نيست ، بلكه براى مبارزه و مخالفت با بدعت و اقامهء سنت اسلامى است . امام هادى عليه السلام به بعضى از شيعيان نوشت : در امر متعه اصرار نورزيد ، آنچه بر شماست ، اقامهء سنت و مخالفت با بدعت است ، نه پيگيرى و اصرار در اين كار ، به طورى كه موجب تنفر و اعراض از زن و فرزند شود و سرانجام منجر به بدبينى و نفرين به ما خاندان رسالت گردد . از مدّتها پيش در انديشه بودم كه اختلاف مذاهب اسلامى در مسائل فقهى و اعتقادى ؛ از جمله متعه ( ازدواج موقت ) ، از چه رو و از كجا است ؟ مسأله‌اى كه قرآن كريم نيز آن را مشروع مىشمارد ! در اين زمينه ، كتاب‌هاى بسيارى را ديدم ، تا اينكه به اثر ارزشمند و بسيار مفيد « الزواج الموقت عند الصحابة و التابعين » برخوردم و آن را از جهات گوناگون ، بديع و پرفايده يافتم ؛ چرا كه منابع و مآخذ اين اثر ، همگى از كتب معتبر اهل سنت است و نيز از تعدادى از بزرگان صحابه و تابعين ياد كرده كه اعتقاد به حلّيت متعه داشته‌اند . سرانجام بر آن شدم كه آن را به فارسى برگردانم تا خوانندگان فارسى زبان نيز از اين اثر سودمند و ارزنده بهره‌مند شوند .