جمهور علما و قول صحيحتر و مورد اعتمادتر است .
سپس - بعد از نقد روايت ابو ذر گفت - بدعتگذاران جماعت خواندن تراويح در مسجد را جايز نمىداند .
پس اداى آن به صورت جماعت شعار سنت شمرده شده مثل بجا آوردن نماز واجب به جماعت و شعار اسلام شد . « 1 »
حاشيهاى بر گفتار سرخسى :
مؤلف : نمىدانم سرخسى به چه كسى تعريض مىزند و چه كسى را مذمت مىكند و منظورش از بدعتگذار چه كسى است ؟ درحالىكه شخص خليفه مىگويد : بدعت خوبى است !
و شافعى نيز جماعت خواندن اين نماز را ناپسند مىداند به اين خاطر كه اصل در نمازهاى مستحبى آشكار نكردن آن است .
آيا مرادش بغوى است كه علت بهتر بودن فرادى در نماز تراويح را ذكر مىكند و به حديث پيامبر استدلال مىكند كه فرمود : در خانههايتان نماز بخوانيد !
يا اينكه به شيعه تعرض و گوشه مىزند كه جماعت در نمازهاى مستحبى را در هيچ جا به جز مواردى كه دليل قطعى دارد را مشروع نمىداند . « 2 »
هامش
( 1 ) . مبسوط ج 2 ، ص 145 .
( 2 ) . علامه حلى مىگويد : و محل جماعت در نمازهاى واجب است نه مستحبى بجز در نمازهاى استسقا و عيد . . . ( تذكرة الفقهاء ج 4 ، ص 235 ) .