خواندن اين نماز در خانه فرمان داد ؟
و چرا آنها را - از ترس واجب شدن نافلههاى يوميه - به ترك آن نافلههاى يوميه دستور نداده است ؟
بنابراين مناسب با تعليل پيامبر اين است كه در اين باره گفته شود :
ترسيدم از اينكه جماعت خواندن ( نماز مستحبى در شب رمضان ) بر شما واجب شود . نه اينكه ( ترسيدم ) نماز شب بر شما واجب شود .
چنانچه در بعض روايات آنان همين مضمون وارد شده است .
نكته ديگر : عدهاى نيز معتقدند در برخى نافلهها مستحب است نماز را به جماعت بجا آورند مثل نماز عيد ، كسوف ، طلب باران و نماز ميت و هرگز جماعت خواندن آن سبب واجب شدن آن نمازها نشده ، و از به جماعت خواندن آن نيز بخاطر ترس از واجب شدن ، نهى نشده است .
پس اگر اين روايت صحيح باشد بايد حمل شود بر اينكه مقصود از آن جلوگيرى از به زحمت و مشقت انداختن خود نسبت به چيزى كه خداوند به آن دستور نداده است و هشدار مىدهد كه مبادا در اثر بدعتگذارى ، نماز شب را واجب كنند .
پس اين روايت به خوبى دلالت بر قبح عمل آنان - دربارهء تراويح - دارد و اينكه اين عمل مظنه عقوبت و كيفر دارد . و البته ارتكاب چنين عملى پس از انقطاع وحى و رحلت پيامبر جايز نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ج 31 ، ص 12 .