آنها را از نافلههاى روزانه و مواظبت بر آنها جلوگيرى نكرد تا مبادا به واجب تبديل شود . « 1 »
3 - و ديگر اينكه در مواظبت بر جماعت خواندن آن ( بنابراين كه علت باشد ) ترس از واجب شدن به جماعت مىشود ، نه اينكه ترس از واجب شدن نافلههاى رمضان شود . « 2 »
و بنابراين گويا مقصود از « خشية ان تفترض » ( بنابراين كه اين حديث صحيح وارد شده باشد ) جلوگيرى از به زحمت افتادن در چيزى كه دستور و فرمانى نداشته باشد و پرهيز از بدعت گذاشتن در دين است .
پس در اين روايت دلالت واضحى بر زشتى صدور اين عمل از آنان دارد ، و بر اين اساس بعد از انقطاع وحى با وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جماعت خواندن آن جايز نيست .
علامه مجلسى مىگويد : مواظبت بر خير و اتفاق مردم بر انجام كار مستحبى باعث وجوب آن بر مردم نمىشود ، و خداوند تعالى از وجوه مصلحت ، غافل نيست تا اينكه بواسطه آن اجتماع ، آگاهى پيدا كند ( پناه بر خدا ) و وجه نيك و حسن آن بر وجوب اين نماز براى خداوند آشكار گردد .
اضافه بر آن با اين ترس ( از واجب دانستن ) چگونه پيامبر آنان را به
هامش
( 1 ) . از ترس اينكه مبادا به واجب تبديل شود !
( 2 ) . پس همانا مواظبت بر جماعت خواندن - با توجه به دليل مذكور - در آن ترس وجوب جماعت است ، نه وجوب نمازهاى مستحبى در ماه رمضان .