تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩

310 . غيبت

1454 - نهى از غيبت

قرآن : « از يكديگر غيبت نكنيد ؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد ؟ آن را ناخوش داريد . [ پس ] از خدا بترسيد ، كه خدا توبه پذير مهربان است » . حديث : 4898 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در شب معراج ، مردمى را ديدم كه چهره‌هاى خود را با ناخنهايشان مىخراشند . پرسيدم : اى جبرئيل ! اينها كيستند ؟ گفت : اينها كسانى هستند كه از مردم غيبت مىكنند و آبرويشان را مىبرند . 4899 الترغيب والترهيب : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : غيبت كردن بدتر از زناست . عرض شد : چگونه ؟ فرمود : مرد زنا مىكند و سپس توبه مىنمايد و خدا توبه‌اش را مىپذيرد . اما غيبتگر آمرزيده نمىشود ، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد . 4900 امام على عليه السلام : غيبت كردن ، كار شخص ناتوان است . 4901 امام حسين عليه السلام - به مردى كه در حضور ايشان از ديگرىغيبت كرد - فرمود : اى مرد ! دست از غيبت بردار ؛ زيرا غيبت خورش سگهاى دوزخ است . 4902 امام صادق عليه السلام : غيبت نكن ، كه از تو غيبت مىشود . و براى برادرت چاه مكن كه خود در آن مىافتى ؛ زيرا به هر دست بدهى ، با همان دست پس مىگيرى . 4903 امام صادق عليه السلام : مردى به‌على بن‌الحسين عليهما السلام گفت : فلانى به شما نسبت مىدهد كه گمراه و بدعتگذار هستى . على بن الحسين به او فرمود : حقّ همنشينى با آن مرد را پاس نداشتى ؛ زيرا سخن او را به ما منتقل كردى . حقّ مرا نيز به جا نياوردى زيرا از برادرم چيزىبه من رساندى كه من آن را نمىدانستم ! . . . از غيبت بپرهيز ، كه آن نوالهء سگهاى دوزخ است و بدان كسى كه از مردم زياد عيبگويى كند ، اين عيبگويى زياد بر اين نكته گواهى دهد كه او اين عيبها را به همان اندازه‌اى كه در خودش هست ، مىجويد ( به همان اندازه عيب دارد ) .

1455 - غيبت و دين

4904 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غيبت كردن در [ نابودى ] دين مرد ، زودتر كارگر مىافتد تا بيمارى خوره در اندرون او . 4905 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند ، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزهء او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد . 4906 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت فردى را مىآورند و او را در پيشگاه خدا نگه مىدارند و كارنامه‌اش را به او مىدهند ، اما حسنات خود را در آن نمىبيند . عرض مىكند : الهى ! اين كارنامهء من نيست ! زيرا من در آن طاعات خود را نمىبينم ! به او گفته مىشود : پروردگار تو نه خطا مىكند و نه فراموش . عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت . سپس مرد ديگرى را مىآورند و كارنامه‌اش را به او مىدهند . در آن طاعت بسيارى را مشاهده مىكند . عرض مىكند : الهى ! اين كارنامهء من نيست ! زيرا من اين طاعات را به جا نياورده‌ام ! گفته مىشود : فلانى از تو غيبت كرد پس حسنات او به تو داده شد .