3547 امام صادق عليه السلام : صدقهء شبانه ، خشم پروردگار را فرو مىنشاند و گناه بزرگ را پاك مىكند و حساب را آسان مىگرداند ، و صدقهء روزانه ، مال و ثروت را به بار مىنشاند و عمر را زياد مىكند .
1115 - مرز صدقه
قرآن :
« و دستت را به گردنت بسته مدار و آن را به تمامى نيز مگشاى كه ملامت ديده و حسرتزده بنشينى » .
حديث :
3548 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه در صدقه دادن از حد بگذراند ، مانند كسى است كه صدقه ندهد .
3549 امام كاظم عليه السلام : به برادرانت از خود ، چيزى مبخش كه زيان آن براى تو بيشتر از سودش براى آنان است .
1116 - مصارف صدقه
قرآن :
« [ اين صدقات ] از آنِ فقيرانى است كه در راه خدا فرو ماندهاند و نمىتوانند [ براى كسب و كار ] در زمين سفر كنند ، آدم بىخبر آنها را ، از فرط مناعت ، توانگر پندارد . آنان را به سيمايشان مىشناسى ، از مردم با اصرار چيز نمىخواهند . و هر مالى كه انفاق كنيد قطعاً خدا به آن داناست » .
حديث :
3550 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسكين ، نه آن گداى دورهگرد است و نه آن كسى كه يكى دو دانه خرما و يكى دو لقمه نان مىگيرد و مىرود ، بلكه مسكين آن نادارى است كه مناعت و عزت نفس دارد ، به طورى كه دست سؤال سوى مردم دراز نمىكند و كسى به تهيدستى او پى نمىبرد تا به وى صدقه دهد .
3551 امام صادق عليه السلام - وقتى از ايشان سؤال شد كه آيا به گداهايى كه درِ خانهها را مىزنند ، مىتوان صدقه داد يا بايد از اين كار خوددارى كند و آن را به خويشاوندان [ مستمندش ] بدهد ؟
- فرمود : به آنها ندهد ، بلكه براى خويشاوندان مستمندش بفرستد كه اين كار اجرش بيشتر است .
3552 امام صادق عليه السلام - نيز دربارهء همين آيه - فرمود :
محروم ، شخص بىبخت و روزىاى است كه در خريد و فروش ، چيزى نصيبش نمىشود .
ر . ك : زكات ، باب 854 .
1117 - آداب صدقه دادن
قرآن :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! صدقههاى خويش را با منّت و آزار باطل مكنيد ، مانند كسى كه مال خود را براى خودنمايى به مردم ، انفاق مىكند و به خدا و روز واپسين ايمان ندارد ، پس حكايت او مانند سنگ صافى است كه خاكى بر آن بوده و رگبارى بدان رسيده و آن را صاف ( بى خاك ) بر جا نهاده است » .
حديث :
3553 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بىچشمداشت ، صدقه بدهيد ؛ زيرا كه چشمداشت اجر را از بين مىبرد .
3554 امام على عليه السلام : تعلّل ورزيدن و منّت نهادن ، احسان را ناگوار مىكنند .
ر . ك : خوبى ( 1 ) ، باب 1281 .