گاه ستونهاى يكپارچه مىتراشيدند . سنگهاى سياه را كه محكمتر و مقاومتر بودند در بناى ديوارها بهكار مىبردند .
براى نقل اين سنگها به محلِّ كار ، عرّابههايى ساختند كه چارپايان مىكشيدند . اين عرابهها از آبارِعلى به بابالشامى و شارعالساحه و بابالرحمه و دارالضيافه ، كه در شمال مسجد واقع شده بود ، مىگذشتند و به منطقه عمل مىرسيدند .
اين طريق كشيدن سنگ ، به احترام مردم مدينهء منوره بود كه اعصابشان درهم نريزد و صفاى خاطرشان تيره نگردد .
پس از اين به خراب كردن سايبان شمالى مسجد شريف نبوى پرداختند . در اين سال عبدالحليم ، ناظر عمارت ، حج بهجاى آورد ولى در مِنا مرگش دررسيد و به سال 1266 ه .
در آنجا ديده از جهان فروبست . مرگ او سبب ركود كارها شد ، از آن پس هيأتى از مهندسان ، كارِ نظارت را بر عهده گرفتند . نخستينِ آنها مهندس محمد رائفپاشا بود كه مجبور شد دروازهاى در باروى شمالى مدينه باز كند . آن را « بابالمجيدى » ناميد .
در تمام مدتى كه مسجد شريف نبوى در دست تعمير و بنا بود ، در هيچ زمان مراسم عبادت تعطيل نشد . مهندس
عمارة وتوسعة المسجد الشريف النبوي عبر التاريخ ( مسجد شريف نبوى در طول تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: ناجي محمد حسن عبد القادر الأنصاري
ص١٥١