سلطان عبدالمجيد دوست داشت كه مسجد شريف نبوى از حيث معمارى مانند مساجد استانبول شود كه به فخامت بنا و بلندى گنبدها كه بر چهار ركن استوارند اشتهار دارند ولى به او گفتند اگر چنين نقشهاى اجرا شود بايد جاى ستونهاى مشهور مسجد عوض شود . اين امر موجب عدول سلطان از رأى خود گرديد .
عبدالحليم افندى مدير هيأت ساختمانهاى دولتى در استانبول مأمور اشراف و نظارت شد . شمارى از مهندسان و هنرمندان و بنايان و نجاران و آهنگران در خدمت او بودند .
مصالح بنا را با كشتى از راه دريا به ينبع مىآوردند و از آنجا به مدينه . اينان در اول رجب سال 1266 ه . به مدينه رسيدند و به محض ورود در پى يافتن كوهى افتادند كه سنگهايش مناسب بناى مسجد باشد . سرانجام به كوهى نزديك جماوات در جنوب غربى مدينه ، در منطقهء آبارِعلى در ذوالحُلَيْفه در وادى عقيق راهنمايى شدند .
رنگ اين سنگها رنگ عقيق سرخ بود چون صلاحيتش تأييد شد شروع به بريدن سنگها كردند تا طاقها و ستونها را با آنها بنا كنند . تراشيدن اين سنگها آسان و رنگشان زيبا بود . سنگتراشان براى كار در آن كوه مكان گزيدند . قطعات بزرگ و متوسط و كوچك مىبريدند و
عمارة وتوسعة المسجد الشريف النبوي عبر التاريخ ( مسجد شريف نبوى در طول تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: ناجي محمد حسن عبد القادر الأنصاري
ص١٥٠