آزاد كننده بنده از كسانى كه ايمان آوردهاند ، پس البته اگر او از مؤمنان نبود سودى و نفعى قرب و نزديكى او بايشان ندهد ، و جايز است توصيف كردن روز را بقول خدا ، ذى مسغبه چنانچه جايز است كه گفته شود ليله نائم و نهاره صائم ، شبش خواب و روزش را روزه دار است و مانند آن و كسى كه افكّ رقبه يا اطعم قرائت كرده پس جايز است كه آنچه ذكر شده از فعل تفسير اقتحام عقبه باشد ، پس اگر گفتى اين قسم تفسير به فعل نشد ، بلكه تفسير بمبتدا و خبر شده مانند قول خدا ،
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ
و قول خدا ،
نارٌ حامِيَةٌ
، پس آيا قرائت ديگرى رجحان ندارد .
گفته شده كه ممكن است كه
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ
تفسير قول خدا ،
وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
بنا بر معنى باشد ، و مسلّما آمده كه
مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ
، تفسير كرده مثل را بقول خودش
خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ
، و پنداشتهاند كه ابا عمرو احتجاج كرده بقول خدا ،
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
براى قرائت
فَكُّ رَقَبَةٍ
مثل اينكه چون آن فعل بوده واجب شده كه معطوف عليه مانند آن فعل باشد ، و گاهى ممكن است كه اين مانند قطع و جداى از اوّل و استيناف باشد مثل اينكه اعلام كند كه فكاك رقبه از برده به اين است كه از كسانى باشد كه ايمان آوردهاند ، بعلّت او بسبب ايمان احراز ثواب بنده آزاد كردن مىكند پس هر گاه ايمان را منضمّ بفعل قربى كه ذكرش گذشت نكند نفعى آن بنده آزاد كردن ندارد .
و تقديرش اينست سپس بودن او از كسانى كه ايمان آوردند ، پس اين آمده آمدن قول خدا ،
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا
.
چگونه خدا هدايت نمايد مردمى را كه كفر ورزيدند بعد از ايمانشان و