دليل :
لبد ، ممكن است مفرد بر وزن زمّل و جبّا باشد و ممكن است جمع لا بد باشد ، و امّا قول خدا
فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ
، ابو على گويد مقصود در آن و ما ادريك ما اقتحام العقبه فك رقبه او اطعام ، يعنى اقتحام آن يكى از اين دو تا است يا اين قسم از كارى است تقرّب و نزديكى به حق ميآورد پس اگر اين تقدير را نكردى و كلام را بر ظاهر خودش گذاردى معنايش چنين مىشود .
العقبه فك رقبه و حال آنكه عقبه فك نيست بعلّت اينكه آن عين است و فك رقبه حدث است و خبر سزاوار است كه در معنى مبتداء باشد و مانند آنست قول خدا ،
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ
، يعنى حطمه نار اللَّه است ، و مثل آنست ،
وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ نارٌ حامِيَةٌ
و همين طور قول خدا ،
وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
، يوم يكون كالفراش المبثوث ، و معناى القارعه يوم يكون الناس ، زيرا القارعه مصدر است پس اسم زمان خبر از آنست ، پس اين جملهها از ابتداء و خبر تفسير اين چيزهايى است كه ذكرش مقدّم شد از اقتحام عقبه و حطمه و قارعه ، چنانچه قول خداى تعالى ،
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ
تفسير وعده خداست ، و قول او
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
معنايش ، فلم يقتحم است و وقتى لا به معناى لم باشد لازم نميآيد تكرار آن چنانچه با لم تكرار لازم نميآيد ، پس اگر در جايى مثل ،
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى
تكرار شد ، پس آن مانند تكرار لم در قول خدا
لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا
است .
و قول خدا
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
، يعنى مىباشد مقتحم عقبه و