حوّاء شفع و جفت شد .
مقاتل بن حيّان گويد : شفع روزها و شبهاست و وتر آن روزيست كه بعد از آن شب نيست و آن روز قيامت است .
و بعضى گفتهاند : شفع صفات مخلوقات و آفريدههاى خدا و تضادّ آنست عزّت و ذلّت وجود ، و عدم ، قدرت و عجز ، علم و جهل ، و مرگ .
و وتر صفات خداى تعالى است ، زيرا او موجوديست كه عدم و نيستى ندارد ، توانا و قادريست كه عجز ندارد ، عالم و دانائيست كه نادانى و جهل بر او روا نيست ، و حىّ و زندهاى است كه مرگ ندارد .
و بعضى گفتهاند : مقصود از شفع ، على و فاطمه سلام اللَّه عليها است و مراد از وتر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله است .
و بعضى گفتهاند : مراد از شفع صفا و مروه ، و مقصود از وتر بيت الحرام است .
( وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ )
در معناى اين آيه اختلاف كردهاند بر دو وجه 1 - اينكه اراده كرد جنس ليالى را چنانچه فرمود ،
وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ
قسم خورد بشب آن گه كه سياهش بگذارد ، پس برود تا بسبب روشنايى سپيده صبح منقضى و سپرى شود ، پس در سيرش بر مقدارهاى مرتبه و آمدنش بروشنايى هنگام سپرى شدنش اوّل دليل است بر اينكه فاعل و مدبّر آن ممتاز بعزّت و جلالت و منزّه و متعالى از اشتباه و امثال است و بعضى گفتهاند : علّت اينكه سير را اضافه بشب و ليل كرده براى اينست كه ليل و شب سير ميكنند بمسير خورشيد در فلك و انتقال آن از افق بافق ديگر .
قتاده و جبائى گفتهاند :
إِذا يَسْرِ
يعنى اذا جاء وقتى كه آمد و بسوى