داده مىشود ، و مقصود اينست براى ثواب سعى و كوشش و عملشان از طاعتها خشنودند اراده فرموده به اينكه منفعت و سود اعمالشان و پاداش عبادتشان ظاهر شد خشنود ميشوند از او و او را سپاس ميگويند و اين چنان است كه گفته مىشود ، عند الصباح يحمد القوم السرى ، هنگام صبح مردم سپاس ميگويند راه پيمايى شب را .
( فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ )
يعنى در بهشتى كه قصور و درجات آن عالى و بلند است .
و بعضى گفتهاند كه بلندى بهشت بر دو گونه است :
1 - علو و بلندى شرافت و جلالت . 2 - علو مكان و منزلت ، به معناى اينكه اشراف بر غيرش دارد و آن پاكترين چيزهاييست كه در بهشت است و براى آن درجات و مراتبى است كه بعضى بالاى ديگرست ، چنانچه آتش را دركاتى است .
( لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً )
در بهشت سخنى كه فايده نداشته باشد شنيده نميشود ، و بگفته بعضى كلامى كه لغو و بيهوده باشد شنيده نميشود ، مانند قول آنها نابل و دارع يعنى صاحب تير و زره ، حيطه گويد :
( او غررتنى و زعمت انك لابن بالصيف تأمر ) آيا فريب دادى مرا كه پنداشتم كه در زمستان صاحب شير و خرمايى .
( فِيها )
يعنى در اين بهشت .
( عَيْنٌ جارِيَةٌ )
چشمه روانى است ، بعضى گفتهاند آن اسم جنس است و براى هر انسانى در قصرش از بهشت چشمه روانى است از هر شراب و نوشابهاى كه بخواهد ، و در چشمههاى روان از زيبايى و لذّت و منفعت