براى آنكه فرزند از همسر است پس كنايه زده از عيال و همسر به كفو براى آنكه زوجه و عيال كفو و هم سنگ شوهر و همسرش مىباشد .
و بعضى گفتهاند : خداوند سبحان توحيد را بيان فرمود بقول خودش
اللَّهُ أَحَدٌ
و عدل را بيان نمود بقولش
اللَّهُ الصَّمَدُ
و آنچه محال و مستحيل است بر او از والد و ولد بيان فرمود بقولش
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
، و آنچه بر او جايز و روا نيست از صفات نقص را بيان نمود بقولش ،
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
و در اين آيات دلالت است بر اينكه حق تعالى جسم نيست ، جوهر نيست عرض نيست در مكان و جهت خاصى نيست .
و بعضى از صاحبان زبان و علم كلام گفتهاند ، ما اقسام شرك را - يافتيم كه هشت قسم است :
1 - نقص 2 - تقلّب 3 - كثرت 4 - عدد 5 - علّت بودن 6 - معلول بودن 7 - اشكال 8 - اضداد ، پس خداوند سبحان نفى كرد از صفت خود نوع كثرت و عدد را بقولش
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
، و نفى كرد تقلّب و نقص را بقولش
اللَّهُ الصَّمَدُ
، و نفى كرد علّت و معلول را بقولش
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
، و نفى كرد اشكال و اضداد را بقولش
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
، پس حاصل شد وحدانيّت بحت و محض بسيط خدا .
و عمران بن حصين روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) يك گروهى را شبانه براى سركوبى طايفهاى از طاغيان بر انگيخت و على ( ع ) را بر آنها امير نمود ، پس چون برگشتند ، از آنها از على عليه السلام پرسيد ، گفتند ، از هر جهت خوب بود مگر آنكه در هر نماز جماعتى براى ما
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را ميخواند ، پس فرمود چرا اى على اين كار را كردى فرمود ، براى آنكه من
قُلْ