است براى اينكه قول خدا ، يحسب دلالت مىكند بر آن و مردن گرچه پيش تمام مردم معلوم و مسلّم است امّا اين مطلب را فرمود ، براى اينكه عمل و كار او عمل كسى بود كه آرزو ميكرد هميشه در دنيا زنده بماند .
و بعضى گفتهاند : اخلده به معناى ايجاب كردن خلود است و اين چنان است كه گفته مىشود ، هلك فلان آن گاه كه سبب هلاكت را ايجاد كرد گرچه بعدا هم هلاك نشود ، سپس فرمود :
( كَلَّا )
نه چنانست كه او فكر ميكرد مالش به او خلود و ابديّت ندهد و براى او باقى نماند ، و بگفته بعضى امر چنان كه او خيال ميكرد نيست و به گفتهء بعضى حقا چنين نيست .
( لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ )
يعنى هر آينه البتّه افكنده و انداخته ميشوند البتّه كسى را كه تعريف كرديم در حطمه و آن يكى از نامهاى جهنّم است مقاتل گويد : و آن خورد مىكند و ميشكند استخوان و مىخورد گوشتها را تا حمله بر دلها مىكند ، سپس فرمود :
( وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ )
چه چيز تو را دانا كرد كه حطمه چيست ؟
براى بزرگداشت امر آن آن گاه تفسير كرد آن را بقولش :
( نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ )
يعنى آتش برافروخته ، خدا آن را به خودش اضافه فرمود
( نارُ اللَّهِ )
تا دانسته شود كه آن مانند آتشهاى ديگر نيست سپس آن را توصيف كرد به اينكه همواره افروخته و روشن است .
( الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ )
يعنى بر دلها مسلّط مىشود تا اينكه درد و سوزش آن را بدل برساند .
و بعضى گفتهاند يعنى اين آتش از باطن شروع كرده تا به ظاهر برسد