قد لفّها الليل بسواق حطم * ليس براعى ابل و لا غنم
حقيقه كه حطم ( ابن هند ) در شب كلّهاى از مواشى انصار را سرقت كرد و برد در حالى كه چوپان شتر و گوسفندان نبود ، شاهد اين بيت كلمه حطم است كه نام آن دزد عصر پيغمبر ( ص ) باشد .
و فعله بنا بر مبالغه است در صفت كسى كه فعل از او بسيار شود و به آن فعل معتاد گردد مىگويى رجل نكحه يعنى مردى كه بسيار نكاح مىكند و ضحكه بسيار ميخندد و همچنين همزه و لمزه و فعله به سكون عين براى مفعول به خواهد بود .
اعراب :
الَّذِي جَمَعَ
در محلّ جرّ است بنا بر بدليّت از همزه و جايز نيست كه صفت باشد براى اينكه معرفه است ، و ممكن است در محلّ نصب باشد بنا بر اضمار اعنى و در محلّ رفع باشد بنا بر اضمار هو ، و در حرف و قرائت عبد اللَّه ويل للهمزة اللمزة است ، پس بنا بر اين وجه صفت لينبذن است يعنى جمع كننده مال ، و در شواذ از حسن روايت شده لينبذن يعنى جمع كننده مال ، و
نارُ اللَّهِ
تقديرش هى نار اللَّه است .
تفسير :
( وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ )
واى بر هر عيبجوى در پشتسر و ظاهر ابن عبّاس گويد : اين وعيد است از خداى سبحان براى هر غيبت كننده كه بسخن چينى فعّاليت مىكند كه ميان دوستان را به هم بزند ، و از او روايت شده نيز كه گفته است همزه طعن زننده و لمزه غيبت كننده است .
سعيد بن جبير و قتاده گويند : همزه غيبت كننده و لمزه طعنه زننده