آن ذهاب و رفتن معنى است ، و آن از فعل خداى تعالى است ( يعنى خدا نسيان و سهو عارض مىكند بسبب بعضى از عوارض ) .
اعراب :
الاعلى محتمل است كه مجرور و صفت براى ربّ باشد و محتمل است كه منصوب و صفت براى اسم باشد ، احوى منصوب بر حاليت از مرعى مىباشد ، و تقديرش اخرج المرعى احوى يعنى سياه براى شدّت سبزى
فَجَعَلَهُ غُثاءً
يعنى : آن را خشك نمود تا مانند خس و خاشاك گرديد ، و ممكن است صفت براى غثاء باشد و تقديرش غثاء اسود باشد ، و قول اوّل كه گفته زجاج است بهتر است .
ما شاءَ اللَّهُ
در محلّ نصب بنا بر استثناء است و تقديرش ، سنقرؤك - القرآن فلا تنساه الّا ما شاء اللَّه ان تنساه برفع حكمه و تلاوته ، به زودى ميخوانيم بر تو قرآن را پس آن را فراموش نكن مگر آنچه خدا خواهد كه فراموش نمايى به برداشتن حكم آن و خواندن آن ، و اين گفته حسن و قتاده است .
( إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى )
شرط و جزايش محذوف و دلالت مىكند بر آن قول خدا ، فذكّر ، و تقديرش ان نفعت الذكرى فذكرهم است .
تفسير :
( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى )
ابن عبّاس و قتاده گويند يعنى بگو سبحان ربّى الاعلى .
و بعضى گفتهاند يعنى تنزيه و پاك كن پروردگارت را از هر چيزى كه لايق و شايسته مقام ربوبى او نيست از صفات مذمومه و افعال قبيحه ، زيرا تسبيح آن تنزيه و پاك كردن خداى است از آنچه شايسته او نيست مثل