تفسير :
( وَ الضُّحى )
خداوند سوگند ياد نمود به تمام نور روز از گفتهء ايشان ضحى فلان للشمس آن گاه كه ظاهر شود براى خورشيد و دلالت مىكند بر آن قول خدا در مقابل آن :
( وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى )
و سوگند بشب آن گه كه سياهى آن عالم را فرا ميگيرد ، يعنى تاريكى آن ساكن و مستقر گردد و بگفتهء بعضى مقصود به ضحى ساعت اوّل از روز است و بگفته بعضى ديگر صدر روز و آن ساعتيست كه در آن خورشيد بالا آمده ( وقت چاشتگاه ) و موقع اعتدال روز است در گرما و سرما در تابستان و زمستان .
جبائى گويد : يعنى قسم به پروردگار چاشتگاه و پروردگار شب آن گه كه تاريكيش همه جا را بگيرد .
عطاء و ضحاك گويند : اذا سجى يعنى آن گاه بپوشاند تاريكيش هر چيز را ، و بگفته حسن آن گاه كه تاريكى آن اقبال كند .
( ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى )
اين جواب قسم است ، و معنايش اينست كه اى محمّد پروردگار تو ترك نكرد تو را و وحى را از تو قطع ننموده كه رها كرده باشد تو را و دشمن نداشت تو را از روزى كه تو را برگزيد .
( وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى )
يعنى اينكه ثواب آخرت و نعمتهاى دائمى در آن براى تو بهتر است از دنياى فانيه و بودن در آن .
ابن عبّاس گويد : يعنى اينكه براى آن حضرت در بهشت هزار هزار ( يك مليون ) قصر است از لؤلؤ كه خاكش از مشك است و در هر قصرى آنچه سزاوار و شايسته است براى آن حضرت از همسران و خدمتگزاران