( رَبُّ الْمَشْرِقِ )
دو احتمال دارد :
1 - اينكه وقتى فرمود و يادكن نام پروردگارت را از اوّل قطع كرده ، و فرموده ( هو ربّ المشرق ) اوست پروردگار خاور پس مىباشد خبر مبتداء محذوف .
2 - اينكه مبتداء باشد و خبرش جمله
( لا إِلهَ إِلَّا هُوَ )
.
و كسى كه بجرّ خوانده باتباع و پيروى كلمه
( اسْمَ رَبِّكَ )
و امّا قول كسى كه مزمّل را بتخفيف زاء خوانده است پس بنا بر حذف مفعول به ( يا ايّها المزمّل نفسه و يا ايّها المدثّر نفسه ) است و حذف مفعول در كلام بسيار است .
حطيئهء شاعر گويد :
منعّمة تصون اليك منها * كصونك من رد اشرعتى
( تعريف مىكند زنى را و ميگويد صاحب وقار و نعمتى كه حفظ مىكند حديث را از بازگو كردن چنان كه تو خود را حفظ ميكنى از مردى كه متكبّر و ستمكار باشد . شاهد اين بيت كلمهء حديثا است كه حذف شده مانند گفته شنفرى كه ميگويد :
كانّ لها فى الارض نسيا تقصّه * على امّها و ان تكلمك تبلت
گويا براى آن جاريه در روى زمين گمشده است كه سرش را به زير انداخته و آن را در طريق جستجو مىكند و سخن خود را از حياء قطع مينمايد .
و كسى كه ( قم الليل ) را بضمّ خوانده ممكن است كه ضمّ آن براى اتباع ( المزّمل ) باشد .
لغت :
المزّمل در اصل المتزمل يعنى پيچيده در لباس تاء ادغام در زاء