ترجمه :
( اى پيامبر ) مرا با آن كس كه تنها آفريدم واگذار .
11 - و براى او مالى پهناور ( از مكّه تا طائف ) قرار دادم .
12 - با پسرانى كه ( پيوسته در مكّه با پدر خويش در محافل ) حاضرند و براى او ( بساط عيش ، بگستردم گستردنى ) .
13 - باز طمع ميدارد كه ( در باره او بخشش خود را ) افزون كنم .
14 - نه چنانست ( نه چنانست كه افزون سازم ) زيرا كه او پيوسته آيههاى ما را دشمن ( و كينه توز است ) .
15 - به زودى از عذاب مشقّتى بر دوش او خواهم نهاد .
16 - او انديشه كرد كه در قرآن چه طعنه زند و با خود اندازه گرفت 17 - و او از رحمت خدا دور باد ( در ابطال حقّ ) و تقدير كرد .
18 - باز ملعون باد چگونه تقدير كرد ( باطل را و حكم به آن نمود ) .
19 - پس ( در قرآن كرتى ديگر ) نظر كرد .
20 - سپس روى ترش كرد ( كه موجب طعن در آن نيافت ) و پيشانى درهم كشيد .
( 21 ) پس از حقّ روى بگردانيد و گردنكشى كرد .
22 - پس گفت اينكه محمّد ( ص ) ميگويد جز جادويى كه نقل مىشود نيست .