اينكه گاهى سبح و گاهى يسبّح فرموده آن اشاره بدوام تنزيه است در - گذشته و آينده .
( الْمَلِكِ )
يعنى : تواناى بر تصرّف چيزها .
( الْقُدُّوسِ )
يعنى : مستحق تعظيم و پاك از هر نقص .
( الْعَزِيزِ )
توانايى كه چيزى بر او محال و ممتنع نيست .
( الْحَكِيمِ )
داناى چنان كه هر چيز را بجاى خويش ميگذارد .
جهان چون چشم و خال و خط و ابروست * كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست
عسل در باغ هست و غوره هم هست * زليخا هست و مريم كوره هم هست
مجاهد و قتاده گويند :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ
يعنى : در ميان عرب حجاز كه مردمى بيسواد بودند نميخواندند و نمىنوشتند و پيامبرى بايشان مبعوث نشده بود .
و بعضى گفتهاند : يعنى اهل مكّه براى اينكه مكّه را ام القرى مينامند « 1 »
هامش
( 1 ) مترجم گويد : اين قول حقى است ، زيرا اين قول ريشهاش بيانات صريح ائمه معصومين عليهم السلام مخصوصا حضرت جواد الأئمه عليه السلام است ، و مرحوم صدوق عليه الرحمه باسناد صحيح و معتبر خودش در كتاب معانى الاخبار ص 53 طبع قم 1379 در حديث 6 - از حضرت ابا - جعفر محمد بن على الرضا عليه السلام نقل كرده كه جعفر بن محمد راوى گويد گفتم : چرا اى پسر رسول خدا پيامبر را امّى ميگويند ، فرمود : مردم ( يعنى سنّىها ) چه ميگويند ، گفتم خيال ميكنند كه او سواد نوشتن نداشت براى اين امّى بيسواد به او ميگفتند ، حضرت فرمود : دروغ گفتند لعنت خدا بر آنها باد ، چگونه اينطور بوده و حال آنكه خدا ميفرمايد :هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي - الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . . .