رَسُولًا مِنْهُمْ
يعنى محمد ( ص ) نسب او نسب ايشان و او هم از تيره و نژاد ايشان ، چنان كه در آخر سوره توبه فرمود :
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ . . .
البته پيامبرى آمد براى شما از نژاد خود شما كه گرانست بر او . . . و دليل نعمت وجود او را فرمود در اينكه پيامبرى را ( امّى ) درس نخوانده قرار داد كه موافقت كند مر آنچه در بشارت كتب پيامبران پيشين بوجود مبارك او گذشت ، و بر اينكه آن دور تر است از خيال يارى جستن بر آنچه آورده از حكمت به حكمتهايى كه تلاوت كرده و كتابهايى كه خوانده و بعلم نزديكتر است با اينكه آنها را خبر بدهد از سرگذشت و خبرهاى امّتهاى گذشته و زمان هاى پيشين بر وفق و مطابقت آنچه در كتب آنهاست ، اين نيست مگر به سبب وحى .
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ
يعنى : بر ايشان قرآنى كه مشتمل حلال و حرام و دليلها و احكام است بخواند .
وَ يُزَكِّيهِمْ
يعنى آنان را از كفر و گناه پاك نموده و بخواند آنها را به سوى چيزى كه بسبب آن آنها از پاكان و نيكان ميگردند .
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
مراد از كتاب قرآن و از حكمت شرايع و
هامش
( پس چگونه چيزى را كه نميدانست به ديگران بياموزد ، قسم به خدا كه رسول خدا ( ص ) به هفتاد و دو و يا هفتاد و سه زبان ميخواند و مينوشت و او را از اين جهت امّى ناميدهاند كه از اهل مكّه بود ، و مكّه از امّهات قراء بوده و مؤيّد اين قول خداى عزّ و جلّ است ،لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها.
مترجم گويد منتهى اين نيروى علمى آن حضرت حصولى بود نه تحصيلى و اين خود معجزه بزرگ بود كه آن حضرت با نخواندن درس چنين بود .
چنان كه حافظ گويد :نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد