تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
تنگدستى اى توانگران و بخل كرديد به صدقه دادن پيش از نجوى و راز گفتنتان و اين توبيخ ايشان بود بر ترك صدقه به جهت ترس از تهى دستى و فقر .
( فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ )
و وقتى كه اين كار را نكرديد و خدا توبه و تقصير شما را پذيرفت .
( فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ )
پس نماز را اقامه كنيد و زكات را بپردازيد و اطاعت كنيد خدا را در آنچه كه شما را امر نموده به آن و نهى از آن كرده
( وَ رَسُولَهُ )
يعنى و اطاعت پيامبر او را نيز .
( وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ )
يعنى خدا داناى باعمال شماست از طاعت و معصيت و خوبى و بدى ، پس پاداش ميدهد شما را به آن سپس فرمود :
هامش
( دنبالهء پاورقى از صفحات قبل : آن حضرت و با خود خلوت كرد و كسى را رخصت ملاقات نداد تا شب و عمر در بين مردم رفت و آمد ميكرد وقتى شنيد ابو بكر با على عليه السلام خلوت كرده پس ابو بكر شب خوابيد و در خواب رسول خدا ( ص ) را ديد كه در مكان خودش نشسته ، پس برخاست تا بر آن حضرت سلام كند حضرت صورتش را برگردانيد پس ابو بكر گفت : آيا فرمانى دادى كه من اطاعت نكردم ؟ فرمود : جواب سلام تو را بدهم در حالى كه تو دشمنى كردى با ولىّ خدا و رسول او برگردان حق را باهلش ، پس گفت : كيست اهل آن ؟ فرمود : همان كه تو را استيضاح كرد ( على ) گفت : يا رسول اللَّه برگردانيدم بر او بفرمان شما و از خواب بيدار شد و گريست و بعلى عليه السلام گفت : دستت را دراز كن با تو بيعت كنم و امر را تسليم و تفويض به تو نمايم . فرمود : بر و مسجد و مردم را خبر بده به آنچه بين من و تو گذشت و آنچه در خواب ديدى و خود را از خلافت خلع كن ، پس بيرون آمد و در راه بعمر برخورد و جريان را مشروحا به او گفت ، پس عمر او را از اين عمل منع كرد و نگذاشت كه كنار رود .