2 - يعنى اينكه پس روگردان از ايشان زيرا كه ايشان مىبينند آنچه را كه از عذاب بر آنها نازل مىشود روزى كه ميخواند آنها را داعى ، و آن ، روز قيامت است ، پس فاء از جواب امر حذف شده است .
3 - مقصود اينكه : اعراض كن از ايشان پس البتّه ايشان در روز قيامت صفتشان چنين است كه از گورهايشان بيرون آمده مانند ملخ پراكنده ميشوند در حالى كه شتاب دارند بسوى داعى و كفّار ميگويند اين روز بسيار دشوارى است .
4 - حسن گويد : يعنى پس روگردان از ايشان و ياد آور . روزى را كه ميخواند داعى . . . . . . . تا آخر .
( كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ )
يعنى پيش از كفّار مكّه
( قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنا )
قوم نوح تكذيب كردند بندهء ما نوح را چنانچه تو را تكذيب كردند ، اى محمّد اين گروه كفّار انكار كردند نبوّت تو را
( وَ قالُوا مَجْنُونٌ )
يعنى گفتند : كه او ديوانه است و بر عقلش پرده كشيده شده است .
( وَ ازْدُجِرَ )
ابن زيد گويد : يعنى او را ناراحت كردند به سبب گفتن و شتم كردن و نسبتهاى قبيح دادن .
و بعضى گفتهاند : يعنى ناراحتش كردند به بيم دادن و تهديد بقتل كردن ، پس آن مانند قول اوست كه از قوم نوح ياد نموده كه ميگفتند هر آينه اى نوح اگر دست از تبليغ و ارشادت برندارى البتّه از مرجومين و سنگ باران شدهها خواهى بود .
( فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ )
يعنى : پس گفت بار الها اين كفّار بر من به زور غالب و پيروز شدند ، نه بدليل و برهان
( فَانْتَصِرْ )
يعنى : پس انتقام مرا از