( وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا )
و اگر معجزهاى ميديدند اعراض ميكردند ، اين اخباريست از خداى تعالى از عناد و لجاج كفّار قريش و اينكه ايشان هر گاه آيه و معجزهاى ميديدند اعراض و دورى ميكردند از تأمّل در آن ، و انقياد بصحّت ، و درستى آن از روى عداوت و حسادت .
( وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ )
ضحاك و ابو العاليه و قتاده گويند : يعنى ميگفتند كه اين سحر و جادوى سختى است كه بر هر سحرى برترى دارد ، و مستمرّ از مرور دادن ريسمان و سخت تاب دادن آن است و مستمر شدن چيز آن گاه است كه قوى و مستحكم شود .
مجاهد گويد : يعنى سحرى كه ميرود و نابود مىشود و باقى نميماند و آن از مرور و گذشتن است .
مفسّرين گفتهاند : چون ماه شكافته و منشق شد مشركين گفتند محمّد ( ص ) ما را سحر كرد ، پس خداوند سبحان فرمود ، و اگر آيه و معجزهاى ميديدند اعراض ميكردند از تصديق كردن آن و ايمان آوردن به آن .
زجاج گويد : و در اين آيات دلالت است بر اينكه شقّ القمر واقع شده ابو على مؤلف گويد : و من ميگويم ، براى اينكه خداى تعالى بحقيقت بيان فرمود كه آن آيه بر وجه اعجاز و خارق عاده خواهد بود ، و البتّه پيامبر نياز به
هامش
( و عبد اللَّه بن مسعود و ابن عمر و جبير بن مطعم و ابن عباس و حذيفة بن اليمان ، و در روح المعانى نيز از على عليه السلام نقل نموده .
مترجم گويد : خلاصه علّامه طباطبائى قدس اللَّه سرّه دربارهء شق القمر بسط كلام داده و جواب اعتراضات واهيه را مبسوطا بيان نموده كه اينجا مجال ذكر آن نيست ، طالبين به الميزان و ترجمهء آن مراجعه نمايند .
تفسير الميزان ج 19 ص 60