( فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ )
منصوب بقول خدا
( يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ )
و امّا حذف و او از يدعو در قرآن براى اينست كه چون آن حذف مىشود در لفظ به جهت التقاء ساكنين ، پس در كتاب هم جارى شده بر آنچه كه تلفظ به آن مىشود و امّا الداعى پس اثبات ياء در آن بهتر است و حذف آن هم جايز است چون كسره دلالت بر آن مىكند . و قول او سبحانه
( خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ )
منصوب بر حاليّت از واو در ( يخرجون ) است و در آن تقديم و تأخير است و تقدير آن ( يخرجون خشعا ابصارهم من الاجداث ) است ، و اگر هم خواستى آن را حال از ضمير مجرور در قول او
( فَتَوَلَّ عَنْهُمْ )
قرار بده ( و مهطعين ) نيز منصوب بر حاليّت است ، و
( أَنِّي مَغْلُوبٌ )
تقديرش اينست ( دعا ربه بانى مغلوب ) و عيسى بن عمرانى بكسر قرائت كرده بنا بر ارادهء قول كردن يعنى : ( فدعا ربه قال انى مغلوب ) و مانند آنست
( وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا )
تقديرش اينست ( قالوا ما نعبدهم الا ليقربونا ) .
تفسير آيات :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ
يعنى : نزديك شد ساعتى كه تمام مخلوق در آن مى ميرند و قيامت بر پا مىشود و مقصود اينست كه پس مستعد و آماده براى آن شويد قبل از هجوم آن .
وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
و ماه شكافته شد ، ابن عباس گويد : مشركان مكّه جمع شدند خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، پس گفتند اگر راست مىگويى كه پيامبر خدايى پس ماه را براى ما بشكاف و دو نصف كن آن را ، پس پيامبر ( ص ) به آنها فرمود : اگر من اين كار را بكنم شما ايمان مىآوريد ؟ گفتند آرى ، و آن شب ، شب بدر بود يعنى شب چهاردهم ماه بود ، پس رسول خدا ( ص ) از