خواند شود گويند اين محمد نيست جز مردى كه ميخواهد شما را از خدايانى كه پدرانتان ميپرستيدند باز دارد و گفتند اين قرآن جز دروغى بر بافته و به خدا نسبت داده نيست و آنان كه نگرويدهاند حق را آن دم كه بسوى ايشان آمد گفتند اين جز سحرى آشكار نيست .
44 - و كافران را هيچ كتابى ندادهايم كه آن را بخوانند و پيش از تو بسوى ايشان هيچ ترسانندهاى نفرستاديم .
45 - و آنان كه پيش از ايشان بودند تكذيب كردند و حال آنكه اهل مكّه بده يك آنچه كه به آنان دادهايم نرسيدهاند ، پس فرستادگان مرا دروغگو شمردند ، پس انكار من چگونه بود .
اعراب :
( بيّنات ) منصوب بر حاليت است ( و آباؤكم ) فاعل ( يعبد ) و اسم ( كان ) محذوف و آبائكم آن را تفسير مىكند ، و تقديرش " عما كان آباؤكم يعبدون " از آنچه را كه پدرانشان ميپرستيدند ( يدرسونها ) جايز است كه در محلّ جرّ صفت " كتب " باشد و ممكن است كه در محلّ نصب بر جاى جار و مجرور باشد ، براى آنكه معنى چنين است ، " و ما آتيناهم كتب مدروسه " و ما نفرستاديم ايشان را كتابهايى كه درس گفته باشند " و كيف كان نكير " كيف خبر كان و نكير اسم آنست كه مقدم بر " كان " شده و نكير مصدر مانند غدير است ، در قول شاعر :
عذير الحىّ من عدوان * كانوا حية الارض .
يعنى قبيله عذر ميآوردند از دشمنان كه ايشان مار زمين هستند .
تفسير :
( قالُوا )
يعنى فرشتگان گفتند :
( سُبْحانَكَ )
يعنى منزّه هستى تو از آنكه غير