و در شواذّ قرائت حسن بخلاف قتاده فزّع بفتح فاء و زاء و عين و ، تشديد است ، و از حسن نيز فزّع بضم فاء و كسر زاء و تشديد نقل شده ، و از او و قتاده بضمّ فاء و كسره زاء و تخفيف فزع نقل شده است .
دليل :
ابو على گويد : معناى تخفيف در صدق اينكه او گمانى كه بايشان داشت از پيروى ايشان او را راست ميدانست وقتى كه فريبشان داد ، و اين مثل قول خدا
فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
است « 1 » پس به آنچه مرا گول زدى من البته مينشينم در كمين ايشان در راه مستقيم تو ،
وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
« 2 » و همه آنها را فريب مىدهم ، پس اين گمان او بود براى اينكه اين را از روى يقين نگفت پس ( ظنه ) بنا بر اين منصوب بنصب مفعول به است و جايز است كه آن منصوب شود بنصب ظرفيّت ، يعنى ( فى ظنّه ) و گاهى گفته مىشود اصاب الظن و اخطاء الظن گمانش درست بود ، و گمانش اشتباه بود ، شاعر گويد :
ان يك ظنّى صادقا و هو صادقى * بثملة يحسبهم بها محسبا و عرا
اگر گمان من راست باشد و حال آنكه راست هم هست شمله " كه زنى است " زندانى مىكند ايشان را در زندانى سخت تا انتقام قاتل پدرش را بگيرد .
شاهد در متعدى شدن صادقى است كه اضافه شد به مفعول كه ياء متكلّم است .
و كسى كه با تشديد صدّق خوانده ظنّ را نصب داده بنا بر آنكه مفعول به باشد ، و كسى كه صدق عليهم ابليس بنصب و ظنّه را برفع خوانده ، پس
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف آيهء : 16 .
( 2 ) سورهء حجر آيهء : 39 .