روند ، گروهى گفتند ما از پدران و مادرانمان اجازه ميگيريم اگر آنها موافقت كردند ميرويم و گرنه نخواهيم رفت ، پس اين آيه نازل شد .
و از ابى بن كعب و ابن مسعود و ابن عباس روايت شده كه ايشان آيه را اينطور قرائت ميكردند ( النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امّهاتهم و هو اب لهم ) و در قرآن ابى بن كعب همچنين بود ، و از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام هم همين طور روايت شده است .
مجاهد گويد : هر پيغمبر براى امتش پدر بود « 1 » و براى همين مومنين با هم برادرند ، زيرا پيامبر ( ص ) پدر ايشانست در دين ( چنانچه فرمود :
" انا و على أبوا هذه الامه "
من و على دو پدر اين امّت هستيم .
و مفرد انفس نفس است و آن مخصوص حيوان حسّاس دراكى است كه نفيسترين اعضايى است كه در وجود اوست .
و محتمل است كه اشتقاق آن از تنفّس نفس كشيدن باشد كه آن تروح است ، و محتمل است كه از نفاسه يعنى ارزشمندى باشد كه آن پربهاترين و گرامىترين اعضاء اوست .
وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ
و همسران آن حضرت مادران شمايند يعنى آنان براى مؤمنان مانند مادرند در احترام و حرمت ازدواج و حال آنكه مادر حقيقى نيستند زيرا اگر بودند هر آينه دختران آنها هم خواهران مؤمنين مىبودند حقيقة و تزويج آنها بر مؤمنين حلال نبود ، پس معلوم شد كه مقصود از آن حرمت عقد ايشان است نه بر چيز ديگر براى اينكه ثابت نشده چيزى از احكام مادرى ميان آنها و مؤمنين مگر حرمت ازدواجشان فقط ، آيا
هامش
( 1 ) - و تأييد مىكند قول مجاهد را آيهء شريفه ،ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ . . .