پس چون جنگ بدر پيش آمد و مشركين فرار كردند ابو معمر مذكور هم در ميان فراريها بود .
و ابو سفيان بن حرب به او برخورد كرد ( در حالى كه يك تاى كفش خود را بدست گرفته و تاى ديگرش در پايش بود ) و گفت اى ابو معمّر حال مردم چگونه است ؟ گفت همه فرار كردند ، گفت پس چطور يك پاى نعلينت را در دست گرفته و تاى ديگر در پايت مىباشد ؟
پس ابو معمّر گفت : من نفهميدم مگر اينكه خيال كردم هر دو در پاى منست ، پس در آن روز دانستند كه او يك قلب بيشتر ندارد چون فراموش كرده بود كه يك پاى آن را در دست گرفته است .
تفسير :
خداوند سبحان در اين سوره پيامبرش را خطاب فرمود ، و گفت :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ
يعنى اى پيمبر ثابت و استوار باش بر پرهيزكارى و تقواى الهى و ادامه بده بر پرهيز كردن از خدا .
و بعضى گفتهاند : معنايش اينست كه به ترس از خدا در پيروى از آنچه را كه مشركين التماس نمودند ، و برخى گفتند ، كه چون از مسلمين ( مانند - عمر بن خطاب ) كوشش ميكردند در كشتن آنهايى را كه از مكّه بمدينه آمده بودند با در دست داشتن امان نامه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ، پس خداوند فرمود :
اتَّقِ اللَّهَ
به ترس از خدا در شكستن پيمان و خلاف عهد كردن .
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ
كه بيانش گذشت .
و بعضى هم گفتهاند كه آن تعميم دارد همه كفّار و منافقين را شامل