تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
خود بازگشت چون به منزل خود رسيد ديد كه هر چه داشته است تمام را دزد برده است پس از آن صد دينارى كه حضرت رضا ( ع ) به او صله داده بود بشيعيان بفروخت هر دينارى را به صد دينار و ده هزار دينار به او عايد شد و آن زمان متذكر شد قول حضرت رضا ( ع ) را كه به او فرموده بود بردار اين هميان زر را كه به زودى به آن محتاج شوى و دعبل را كنيزى بود كه او را بسيار دوست ميداشتى و او را چشم درد شديدى عارض شد و طبيبان بر او گرد آمدند چون نظر بكنيز كردند گفتند اما چشم راست او ما را علاجى به نظر نميآيد و اين چشم رفته است ، اما چشم چپ او را معالجه كرده و اهتمام ميكنيم و اميدواريم كه سالم شود دعبل بدين سبب مغموم شد و اندوه سختى بر او رخ نمود و جزع و فزع بسيار كرد و به ياد آن پاره جبه كه از حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) با او بود افتاد و پاره جبه را بر چشم كنيز ماليد و به قدر دستمالى از آن جدا كرد و در اول شب به چشم آن كنيزك بست چون صبح شد ببركت حضرت رضا ( ع ) هر دو چشم او بهتر و صحيحتر از پيش بود « مصنف گويد » كه من اين حديث را در اين كتاب و در اين باب ذكر كردم از جهت اينكه ثواب زيارت حضرت رضا ( ع ) در اين حديث بود . دعبل بن على را خبر ديگر است از حضرت رضا ( ع ) كه صريح است بر وجود حضرت قائم و ظهور او عجل الله فرجه و دوست داشتم كه اين خبر را در ذيل اين حديث ذكر كنم : حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله عنه و گفت حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از عبد السلام بن صالح هروى كه گفت از دعبل بن على خزاعى شنيدم كه ميگفت از براى حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) قصيده خود را انشاء كردم و اول آن اينست .
مدارس ايات خلت من تلاوة و منزل وحى مقفر العرصات
و چون باينجا منتهى شد و اشعار تا اين موضع رسيد
خروج امام لا محالة خارج يقوم على اسم الله و البركات يميز فينا كل حق و باطل و يجزى على النعماء و النقمات
يعنى يقين الوقوع است خروج امامى كه ناچار خروج خواهد كرد و بر اسم خدا و مباركيها قائم مىشود و جدا مىكند در ميان ما هر حقى را از باطل و پاداش ميدهد بر نعمتها و سخطها يعنى هر كس عمل خوب كرده باشد جزاى خوب به او عطا مىكند و هر كس عمل بد كرده باشد پاداش بد ميدهد ، حضرت رضا ( ع ) گريه سختى كرد و بعد سر مبارك را بسوى