كه فرمود از شيعيان ما قلم مرفوع شده است يعنى كردار آنها را ننويسند عرض كردم اى سيد من اين چگونه خواهد شد فرمود بسبب اينكه از ايشان عهد گرفته شده باينكه در دولت باطل تقيه كنند تا از مرد ايمان باشند و آنان را در راه ما ميترسانند و تكفير ميكنند و تكفير نشويم در راه ايشان و بسبب ما كشته شوند و ما كشته نشويم بسبب ايشان و احدى از شيعيان ما نيست كه مرتكب گناه يا خطائى شود مگر آنكه به او غمى رسد كه گناهان او را از او ببرد و كفارهء گناهانش شود اگر چه بعدد قطره ها و بارانها و بعدد سنگريزه ها و ريگها و خارها و درختها گناه كرده باشد و اگر بنفس او غمى نرسد باهل و مال او برسد و اگر در امر دنياى او غمى به او نرسد در خواب به او غمى خطور كند كه كفاره گناهانش شود و گناهانش ريخته شود . از محمد بن سنان مروى است كه گفت حضرت ابو الحسن الرضا ( ع ) فرمود كه مائيم اهل بيت و بسبب رسول خدا حق ما واجب شده است يعنى امامت ما كه حقى است از ما برگردن مردم و بر آنها لازم است كه اين حق را كه از جانب رسول خدا است ادا كنند و هر كسى كه از رسول خدا حقى اخذ كند و مثل آن حق را بمردم عطا نكند او را حقى نباشد يعنى همان طورى كه رسول خدا چنين حقى را بر ما عطا فرموده بر ما نيز لازم است كه حق مردم را ادا كنيم و ايشان را شفاعت كرده و در نزد پروردگار باعث تقرب آنها شويم . از ابى عبد الله محمد بن موسى بن نصر رازى مروى است كه گفت از پدرم شنيدم كه ميگفت مردى به حضرت رضا ( ع ) عرض كرد به خدا قسم كه در روى زمين از جهت پدر احدى اشرف از تو نيست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ايشان را بهره مند گردانيد ، مرد ديگرى به آن بزرگوار عرض كرد به خدا قسم كه بهترين مردمانى آن حضرت فرمود اى مرد قسم ياد مكن بهتر از من كسى است كه در نزد خدا تقواى او زيادتر از من باشد و اطاعت خدا را بيش از من رعايت كند به خدا قسم كه اين آيهء شريفه نسخ نشده است * ( وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ . ) * از ابى زكوان مروى است كه گفت از ابراهيم بن عباس شنيدم كه ميگفت از على بن موسى الرضا ( ع ) شنيدم كه ميفرمود من قبل از اين بعتق قسم خوردهام كه اكنون بعتق قسم نخورم مگر اين قسم را كه يك بنده را و بعد از آن جميع بنده هاى خود را آزاد كردم اگر به بينم و گمان برم كه بسبب قرابت من برسول خدا ( ص ) بهتر از اين باشم ( اشاره كرد بيك غلام سياهى از ميان غلامان خود ) مگر آنكه از برايم عمل شايسته اى باشد كه بسبب آن عمل از اين غلام افضل باشم يعنى بحسب و نسب كسى را فضيلتى نيست و اگر فضيلتى باشد در عمل است « مترجم گويد » غرض آن حضرت از ترك حلف بآزاد كردن بنده اهتمام و اعتنا بشأن اين نوع
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 482
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨٢