كه بندهء در آن حالت نزديكتر است از همهء حالات به خدا حالت سجده است و اينست مضمون آيهء شريفه سجده * ( وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ) * . محمد بن فضيل از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه آن جناب فرمود نماز نزديككنندهء هر بنده پرهيزكار است به خدا . از سليمان بن جعفر مروى است كه گفت حضرت رضا ( ع ) فرمود وقتى را من در سجده بودم بادى وزيدن گرفت و بنوعى سخت شد كه هر كسى در جستجوى مكانى بود كه خود را محافظت كند و من در حالت سجده الحاح كردم بدرگاه قاضى الحاجات و دعا كردم تا اينكه بادها ساكن شد . از محمد بن اسماعيل بن بزيع مروى است كه گفت حضرت رضا ( ع ) را ديدم در حالت سجده كه سه انگشتان مبارك را هر يك بعد از ديگرى حركت ميداد گويا تسبيح خود ميشمرد .
پس از آن سر مبارك را از سجده بلند كرد راوى گويد كه آن جناب را در حالت ركوع ديدم كه به آن مقدار كمر مبارك را خم مينمود كه احدى را نديده بودم در ركوع اين مقدار خم شود و چون ركوع مينمود دستهاى مبارك را به پهلوى خود نمىچسبانيد و مثل دو بال قرار ميداد . حسن بن على الوشا از حضرت رضا روايت كرده كه از آن جناب شنيدم كه ميفرمود چون بنده در حالت سجده در خواب رود حقتعالى ميفرمايد نظر كنيد به بندهء من كه چگونه در طاعت منست و روح او را قبض كردهام . از احمد بن محمد ابن ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت حضرت رضا ( ع ) كتابتى به فرزند ارجمندش ابو جعفر امام محمد تقى ( ع ) نوشته بود و من آن كتابت را خواندم نوشته بود اى ابا جعفر به من خبر رسيده است كه دوستان چون تو سوار ميشوى ترا از باب صغير بيرون مىبرند و اين از جهت بخلى است كه ايشان دارند از اينكه احدى بخير تو نرسد ، پس بحقى كه مرا است بر تو بايد راه بيرون رفتن و داخل شدن تو از باب كبير باشد و چون سوار ميشوى بايد طلا و نقره همراه داشته باشى و هر كسى از تو سؤال كند به او عطا كنى و كسى كه ترا به حق اعمام تو قسم ميدهد كمتر از بيست و پنج دينار به او نميدهى و زيادتر از آن را خودت ميدانى و مقصود من آنست كه حقتعالى ترا بلند كند پس انفاق كن و از تنگدستى واهمه نكن . و حضرت رضا ( ع ) بتوسط آباء امجاد خود از حضرت على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا ( ع ) فرمود كه در روز قيامت دخترم فاطمه ( ع ) محشور خواهد شد .
در حالتى كه جامه هاى رنگ شده بخونها با او است و بقائمه از قوائم عرش مىآويزد و
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٤٧