سيئات و بديهاى ترا محو كند به همان كس اميدوار باش از براى اصلاح حال دختران خود آيا نميدانى كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه چون در شب معراج من از سدرة المنتهى گذشتم تا بشاخهاى آن رسيدم ديدم بعضى از ميوه هاى شاخه هاى آن درخت مثل پستان آويخته كه از بعضى از آنها قطره قطره شير ميچكيد و از بعضى عسل و از بعضى روغن و از بعضى نان سفيد او از بعضى لباس و رخوت و از بعضى ميوهء درخت كنار و يا دارچينى بيرون مىآمد و تمام اينها بجانب زمين ميريخت من در نزد خود خيال كردم كه چيزهائى كه از اين پستانها خارج مىشود آيا از براى كيست و كدام طايفهء مستحق اين گونه نعمت باشند و در آن وقت جبرئيل نزد من نبود زيرا كه از مرتبهء او تجاوز كرده بودم و او از نزد من دور شده بود چه اگر توانائى بر عروج زياده از حد خود داشتى البته مصاحبت برادر خود را از دست ندادى .
پس در آن وقت از مصدر جلال الهى اين نداى روح افزا در مكنون خاطرم رسيد كه اى محمد اين درخت را در اين مكان رفيعتر از هر مكانى رويانيدم تا آنكه پسران و دختران امت تو را غذا دهم پس بپدران دختران بگو كه سينه هاى شما از فاقه و پريشانى دختران تنگ نشود چنانچه من آنها را آفريدم روزى مىدهم . و به اين اسناد از حضرت رضا ( ع ) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر مروى است كه آن جناب فرمود حضرت صادق ( ع ) ببعضى از مردم نوشت كه اگر اراده دارى كه عاقبت امر تو ببهترين عمل تو ختم شود و در حالت مردن مرتكب افضل اعمال باشى حق خداوند را بزرگتر بدان كه نعمتهاى او را در معاصى صرف كنى و چون اثر غضب بر تو ظاهر نشده است بحلم او مغرور شوى و اكرام كن هر كسى را كه به بينى ما را به خوبى ذكر كند و يا آنكه محبت ما را بر خود بسته باشد و بر تو لازم نيست كه جستجو كنى از اينكه در اين ادعا صادق است يا كاذب نيت تو از براى تو كافى است و كذب او از براى خودش ضرر دارد . و به اين اسناد از حضرت رضا ( ع ) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر ( ع ) مروى است كه آن جناب فرمود حضرت صادق ( ع ) راهى را طى ميفرمود و قومى با آن جناب بودند كه مال بسيارى با آنها بود خبر به آنها دادند .
كه جمعى شمشير دار در اين راه هستند كه قطاع الطريقند و مال مردم را از ايشان بگيرند آيا نميشود كه اين اموال را به تو سپاريم شايد چون به بينند از تست نگيرند فرمود شما چه ميدانيد شايد ايشان به غير از من قصد ديگرى را نداشته باشند و شايد شما چون اين عمل كرديد مرا در معرض تلف آوريد و به اين واسطه آسيبى به من رسانند .
عرض كردند پس چه كنيم اذن ميفرمائى دفن كنيم اين اموال را تا نه بينند فرمود اين بدتر است شايد عارضهء رخ دهد كه بفهمند و مال را ببرند يا اينكه شما بعد از دفن كردن راه نيابيد و ندانيد كجا دفن كردهايد .
عرض كردند پس چه كنيم ما را راهنمائى كن فرمود اين اموال را امانت بگذاريد نزد كسى كه حفظ كند آن را و از اين راهزنان دفع كند و از براى شما نگاه دارد و هر جزئى
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٤٤