باب پانزدهم در ذكر مجلس ديگر از براى آن جناب نزد مأمون در عصمت انبياء
از على بن محمد بن الجهم مروى است كه گفت در مجلس مأمون حاضر شدم در وقتى كه حضرت رضا على بن موسى در نزد مأمون بود مأمون به آن جناب عرضكرد يا ابن رسول الله آيا اين قول تو نيست كه انبياء معصوم هستند فرمود بلى قول منست عرضكرد پس چيست معنى قول خدا * ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) * حضرت فرمود حقتعالى به آدم ( ع ) گفت * ( اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَلا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ) * ساكن شو تو و جفت تو كه حوا است در بهشت و بخوريد از ميوه ها و نعمتهاى بهشت خوردنى بسيار و با فراغت و خوشحالى از هر كجا كه خواهيد يا هر چه اراده كنيد و نزديك مشويد اين درخت را و حقتعالى اشاره كرد بدرخت گندم تا باشيد آن هنگام كه نزديك شويد به اين درخت از ستمكاران بر نفسهاى خود حقتعالى نفرمود نخوريد از اين درخت و نه آن چه از جنس اين درخت است پس آدم و حوا از آن درخت مشار اليه نخوردند و از غير آن درخت كه از جنس آن درخت بود خوردند چون شيطان آنها را وسوسه كرد و به آنها گفت * ( ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه الشَّجَرَةِ ) * باز نداشت و نهى نكرد شما را از خوردن اين درخت و شما را منع كرد از خوردن غير اين درخت مخصوص و چيزى باز ندارد شما را از خوردن درخت گندم ، * ( إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ وَقاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ ) * مگر نخواستن شما كه دو فرشته شويد در علو مرتبت با حسن صورت يا از جاويد ماندگان در بهشت باشيد كه هرگز مرگ بشما نرسد و سوگند خورد براى رغبت آدم و حوا در خوردن آن و گفت كه من از نصيحتكنندگان شمايم كه يعنى از روى شفقت ميگويم از اين درخت بخوريد تا نميريد آدم و حوا چون مشاهده نكرده بودند پيش از اين قسم كسى قسم دروغ خورده باشد و به جهت اين قسم فريفته شدند * ( فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ ) * پس فرود آورد شيطان ايشان را به خوردن آن درخت بفريب و وسوسه پس از آن درخت خوردند به جهت اعتماد بسوگند شيطان بخداى عز و جل و اين واقعه پيش از پيغمبرى آدم بود و هنوز مبعوث بپيغمبرى نشده بود و اين گناه كه از او صادر شد گناه كبيره نبود كه بسبب آن مستحق جهنم شود بلكه اين گناه از صغيره هائى بود كه حقتعالى بر پيغمبران ميبخشيد و جايز است پيغمبران پيش از نزول وحى بايشان مرتكب شوند يعنى از اين قبيل گناه است كه ضرر بنبوت بعد از اين به آنها نميرساند