مىدهد كه او است آن كس كه آفريدگان را پس از آنكه به صورت جماد در آمده و مردهاند دوباره زنده مىكند ، و پس از آنكه زنده شدند ، دوباره آنان را مى - ميراند ، و دگر بار روز قيامت آنان را زنده خواهد ساخت ، و منظور از (
وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ
) نيز همين است .
« يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ »
يعنى : روزى كه زمين براى آنان شكافته مىشود و از دل آن بيرون مىآيند .
« سِراعاً »
و بدون توقّف به سوى منادى حق خواهند شتافت .
« ذلِكَ حَشْرٌ »
و حشر به معنى جمع آورى است كه از هر سو رانده شوند .
« عَلَيْنا يَسِيرٌ »
يعنى : و اين عمل براى ما ساده و آسان است ، با اينكه مخلوقات قبور و ديارشان از يكديگر فاصله بسيار دارد .
آن گاه خداوند پيامبرش را تسليت داده مىفرمايد :
« نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ »
يعنى : آنچه را كه اين كافران در مورد تكذيب تو و انكار پيامبريت و انكار رستاخيز مىگويند بر ما پوشيده نيست ، و از هر چيز آنان آگاهيم .
« وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ »
يعنى : تو بر دلهاى آنان سلطه و قدرت ندارى كه بتوانى آنان را مجبور به ايمان آوردن كنى ، و تو تنها برانگيخته شدهاى كه آنان را بيم داده ، دعوت كنى ، و تشويقشان نمايى ، و اين معنى گفتار ابن عبّاس است .
تغلب گويد : كلماتى بر وزن فعال داريم كه به معنى مفعل مىآيد ، مانند دراك كه بمعنى مدرك آمده است و مانند ( سراع ) كه به معنى مسرع است ، و سيف سقاط به معنى مسقط است و بكاء كه به معنى مبكى است .
علىّ بن عيسى گويد : از اين باب شنيده نشده است مگر دراك از ادركت ، و بعضى هم جبّار را نيز از جبرته على الأمر ، بمعنى أجبرته گفتهاند ، و اين لغت كنانه است .