تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
« محمد بن اسحاق » از « محمد بن كعب قرظى » روايت كرده كه گفت ، من نزد « عمر بن عبد العزيز » خليفهء اموى بودم ، وى از من دربارهء ( ذبيح ) پرسش كرد ! گفتم آن ، حضرت اسماعيل بوده است و استدلالت كردم به اين آيه
( وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ )
پس اين سخن را خليفه به « شام » نزديك مرد يهود فرستاد و همين باعث شد كه او اسلام آورده و اسلامش نيكو گرديد ، ولى مردم گمان مىكردند كه او يهودى است تا اين كه « عمر بن عبد العزيز » از آن مرد راجع به ذبح سؤال كرد و وى آن را حضرت اسماعيل دانست سپس گفت : سوگند به خداوند اى امير المؤمنين و خليفهء مسلمين ! كه مردم يهود مى - دانند كه ذبيح اسماعيل بوده است ولى به شما مردم عرب رشك مىبرند كه پدر شما آن باشد كه مسئلهء ذبح راجع به او باشد و لذا مىگويند اين امر دربارهء پدر ما اسحاق بوده است . « اصمعى » گويد : از « ابو عمرو بن العلاء » دربارهء ذبيح سؤال كردم كه اسماعيل بوده يا اسحاق ؟ وى در پاسخ گفت : اى اصمعى ! عقلت كجا رفته ، مسلما اسماعيل در مكه بوده و خانهء كعبه و قربانگاه را بنا كرد .

« استدلال به نسخ »

كسى كه به جواز نسخ قبل از وقت انجام آن ، قائل شده استدلال كرده كه خداوند امر به ذبح كرده و پيش از فرا رسيدن آن ، اين امر را نسخ كرده است از اين استدلال به چند گونه جواب گفته شده است : اول - خداوند به ذبحى كه بريدن رگهاى گردن باشد امر نكرده بود بلكه به مقدمات ذبح كه عبارت از خواباندن و كشيدن چاقو باشد ، امر كرده بود و عرب گاهى چيزى را به عنوان مقدمات آن نام مىبرند ، و لذا خداوند ميگويد : ( راست آوردى خواب ديدن خود را ) پس اگر منظور از امر ذبح بود لازم بود كه خداوند بگويد : برخى از رؤياى خود را راست گرداندى ، ولى ( فديه ) در
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 28 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على صحت